بچه ها داداشم ۱ ماه قراره اینجا بمونه پیش من و شوهرم ۱۵ روز اینجاست تا مدرسش تموم شه
خیلی رو داداشم حساس شده 😅
میگه چرا بخاطر اون سر من داد میزنی
مثلا تو ماشین خوابش برده داداشم شوهرم میگه چرا بیدار نمیشه منم به شوخی زدم به صورتش شوهرم گفتم ساکت بیدار میشه باهام قهر کرد گفت چرا بخاطر اون با من اینجوری
من بخاطر تو فلان کار کردم
میدونم داداشته عزیزه ولی پا نذار رو من بخاطر اون
منم همش میگم ولله تموم دنیام تویی اما کوچیکه اون
میگه نه صبحا بیدار میشی میفرستیش مدرسه
هیچوقت واسه من بیدار نمیشی
همش میگی الان از مدرسه میاد بیدار میشی
واسه من هیچوقت به فکر نیستی
به خدا الکی میگی بچه ها شاید صبحا بیدار نشم واسه شوهرم اما همیشه بهش میرسم خیلی لوسش میکنم 🥲
راستش اولین بارمه انقد حس خوبی دارم خیلی حسود شده
مثلا تو پارک بسکتبال بازی میکردن منم به شوهرم گفتم اون پسره چقدر زرنگه از لج من تا ۱ هفته از تموم دخترای شهر تعریف میکرد میگفت وای چقد زرنگه اون دختره
از ته دلشم حرص میخوره 😆
عاشقشم اوایل زندگی اینجوری نبود روز به روز احساس میکنم وابسته ترم میشه 🥲
اما برای داداشم واقعا حس بدیه بهش نرسم 😭