تازه رسیدم خونه و امروز ازمون داشتم و بخاطر ازمون دیشب اصلا نخوابیده بودم .
بابام شغلش جوری هست که شیفت شب سرکار هست صبح قبل اینکه بابام بیاد خونه با مامانم رفتیم که منو برسونه حوزه ازمون و بره سرکار و چون من باید ۷ حوزه میبودم وقت نداشت ناهار بپزه بهم گفت ظهر که رفتی خونه ناهار بپز و ظرفا بشور من دیر میام امروز .
منم خورد و خسته یه چشم گفتم الان که اومدم خونه دیدم از آشپزخونه سر و صدا آب میاد رفتم دیدم بابام اومده و ناهار پخته و داره ظرفا میشوره🥺🥺🥺گفتم انجام میدادم گفت تو دیشب درس میخوندی خسته ای برو بخواب اخه دورش نگردممم !!!
تو خودت شیفت شب بودی و نخوابیدی ....
نکن مرد من لیاقت این همه خوبی تو رو ندارم 😭🥲🥲😭