2777
2789

من ده ساله ازدواج کردم از اول طبقه بالای پدرشوهزم میشستیم ی مدت با شوهزم مشکل داشتم داشتم جدا میشدم ولی گفتمـ برگردم شاید خوب بشه شوهرم حیلی ب باباشو خونوادش وابستهه یعنی یچی من بگم تا باباش اوکی نده شوهرم تایید نمیکنه نمیشه ی حرف بهش بزنم بین خودمون بمونه همروب باباش میگه هرچی داریم خرج باغ باباش میکنه بهش میگم خوب ب داداشتم بگو بده میگه ن اون دوتا بچه داره گناه داره خوب ماهم دوتا بچه داریم ما گناه نداریم امرور باهاش بحث کردم گفتم میرم خستم کردی دیگه 

چیکارش کنم ول کن خونوادش بشه😭

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

به نظرم بعدا بهتر میشه به مرور زمان ولی روش باید کار کنی هی بگی امیدمان بچه هامون برای من جواب داد

میگم بخدا مثلا اگه ی دست لباس شب عید برا بچها گرفتم الان دوباره بگم پول بده برا بچها لباس بگیرم غر میزنه ولی برا برادر زادهاش هردفعه میبینتشون یچی میگیره با وجود اینکه برادر شوهرم حتی کادو تولد برا بچهای من تاحالا نیاورده

هیچکاری. وقتی تو بچگی بند ناف عاطفی پسر جدا نشه دیگه تو بزرگسالی هیچی فایده نداره. یا برات مهم نباشه ...

اتفاقا همین الان داریم بحث میکنیم سر جدایی بهش پی ام دادم میگم یا خودتو درست کن یا میرم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز