شوهرم امروز با داداشاش رفته بیرون منم دیشب رفتم خونه مامانم ک مهمونی زنونه داشت قرار بود شبم همگی بخوابیم اونجا امروزم خونه مامانم باشم ک تنها نباشم بعد همون دیشب خواهرم هی سرچیزای الکی ب پسردوسالم غرمیزد من خیلی ناراحت شدم از اون طرفم زندایی برنامه چید ک امروز برن بیرون همگی وقتی گفتم خب پس من میرم خونمون هیچکس ی تعارف نکرد ک توهم فردابیابریم بیرون.حتی مامانم ک قرار بود ناهار این همه آدمو درست کنه ببره ی تعارفم نکرد فقط گف امشبو بمون فردا صب میری منم خیلی ناراحت شدم دلم گرف اومدم خونمون الانم همه رفتن تفریح من تنها تو خونه 🥲🥲