چیزای الکی
همی دیروزم اومده دنبالم رفتیم گشتیم خوش گذروندیم آخر شب رفتیم نونوایی نون بگیریم چون صف خانما کم بود به من گفت برم منم رفتم ،صاحب نونوایی گفت عزیزمممممم چقدر نون میخوای
اینم پشت سرم اومده بوده یه دفه شنید گفت ۱۰ تومن میخواد آخرشم دعوامون شد منم گریه کردم
همین!