سلام ..اول عذرخواهی میکنم چون زیاده...نمیدونم از کجا شروع کنم ..میدونم هرچی بگم بازم مورد انتقاد قرار میگیرم ..ولی امیدوارم درکم کنید ..و واقع بینانه باشه ..لطفا کمکم کنید..پدرم معتاده و پول پرست ...پدری دارم بسیار بد دهن .. هرروز حرفایی بهم میزنه که آدم به زنای خراب تو خیابون نمیزنه.هربار به یه بهونه که دعوا شرو کنه...حرفایی میزنه بهم که کارای جنسیو شرح میده و دست بزن داره..به هرکس بگم میگن هییس پدرته..ولی پدری برام نکرد.. خیلی بلاها سرمون درآورده..تا 22سالگی سکوت کردم .. نمونش یادمه 3سال نمونه فرم مدرسه راهنمایی دوره اولمو میپوشیدم دیگه شدم راهنمایی دوره دوم یا همون دبیرستان فرم عوض شده بود معلم مدیر معاون هرروز بهم میگفتن فرم مدرستو عوض کن اما پدرم نمیخرید 😔 4سال پوشیدمش..واقعا دارم اینارو مینویسم بغض بدی تو گلومه..مادرم گفت باید بریم براش فرم بخریم و دخترم خجالت میکشه ولی😔 یادمه کتری آب جوشو به سمت مادرم سوق داد و با لگد زد به دهن مادرم و دندونای مصنوعی مادرم کلا شکست...هروقت بحث پول میشد یا چیزی بخاد بخره برامون این رفتارش بود.. بخاطر رفتار بد پدرم و فهشایی که میداد تو درو همسایه و فامیل آبرو برام نمونده بود..و خاستگار خوبی نداشتم... اما ازدواج کردم ..یک ساله عقدم... یارانم قط شد چون شوهرم یارانش قط شده بود و منم زیرمجموعش بودم یارانه منم قط شد..هرروز بهم زنگ میزد که یارانتو واریز کن برام جلویشوهرم..نمیدونین چه خجالتی میکشیدم ..میگفتم قط شده ..میگفت دروغ میگی و هزار تا حرف....اینا به کنار ..مادرم به هزار زحمت برام طی پنج سالی کم کم خورد خورد جهیزیه میخرید..ینی وسایل بزرگ مونده بود تقریبا..بعد پدرم وام ازدواجمو گرفت ازم گفت خودم میخرم .. ازش چند تیکه برقی خرید و یه جفت فرش برای اینکه بگه من خیلی خان هستم و من چیزی کم نزاشتم تو عمرشون براشون ... و از وامم 110تومن اضافه اومد...اما چون میخاد یارانه بهش بدم درصورتی ک ندارم و هرجور دوس داره من لباس بپوشم درحالی که شوهرم میخاد باب سابقش باشم...و میخاد اینجا برم و اینجا نرم و برام تصمیم بگیره در حالی که من شوهر کردم ... یادمه عموم منو شوهرمو پدر مادرمو خونشون دعوت کرده بود پدرم گفت حق نداره شوهرت بیاد گفتم من شوهرم نیاد نمیام ..هزار تا حرف خراب که ج.نده ..اونجام کجات بره و فلان هزاااااار تا حرف خراب دیگه ساکت نشدم و بهش یکی مثل حرف خودش زدم و گرفت منو زد...الان دوماهی میشه پیش هرکس میشینه بدگویی میکنه میگه دخترم دزده و فلاانه دامادم بی عرضس و بدبخته و بیکاره فلانه...درحالی که شوهرم دوشیفت کار میکنه و پدرم از صبح تا شب تو خونس و خون مارو توشبشه داره ..و سرکار نمیره و کرایه خونه مادرمو میگیره و مادرم حق نداره حرفی بزنه..چندروز پیش مادرم رفت یه جاپیازی برام خرید وقتی دید شکوندش گرفت زیر لگد ومیکوبوندش ب زمین ..ک چرا خریدی ..من نمیخام به این جهاز بدم...جلوی همه گفته من ب این جهاز نمیدم...درحالی ک خدا شاهده کلللل جهازمو مادرم طی چندین سال کم کم خریده ... الان چیکار کنم؟ همه اینارو ک گفتم شوهرم و خانوادش نزاشتم بفهمن...ولی خب خیلی کارا کرده جلوشون که اونام میدونن یچیزایی مثلا ما همه کارارو برای عقد کرده بودیم یهو موقع امضا کردن (قبل خود جلسه عقد که خطبه میخونن دخترو پسر با خانواده میرن و یچیزایی امضا میکنن) دقیقا موقع امضا کردن پدرم گفت دخترم اون شرطی که گفتیو بگو (از قبل بهم گفت باید بگی شرط اصناف و فلان وگرنه میدونم چیکارت کنم و...) خداشاهده نمیتونستم تلفظش کنم چون تازه شنیده بودم ...گفتم شرطو بعد خانواده همسرم بشدت ناراحت شدن امضا کردیم و رفتیم شب شد و بهمون زنگ زدن بیاین محضر که این همه وقت بود نگفتن الان میگن؟ خلاصه باز نامه نامه کشی که شرطو باطل کنن ..حتی یه جلسه عقد برام نگرفت و حتی سرعقد یه کادو بهم نداد ...ینی آبرو ریزی به تمام معنا ..خلاصه میگه من به این جهاز نمیدم وقتی جهاز نده دیگه چاره ای نیست...میتونم شکایت کنم واممو پس بگیرم ازش؟ خودم بخرم؟ ماهی 1و400تومن میشه میتونم برم بعد ازدواج سرکار خودم بدم قسطاشو...