سلام خانوما شرمنده این وقت شب مزاحم شدم خیلی دلم گرفته است خواهرم خیلی از زندگیش ناراضی هست بزارین ازاول بگم خواهرم توسن ۱۷ سالگی خونوادم به زور شوهر دادن حتی خواهرم به خانوادم به شوهرش گفت من تورو دوس ندارم ولی شوهرش گفت چون هنوز بچه هستی نمیفهمی خونوادم گفتن چون پسره خوبیه همسایه ها تعریفشو کردن باید ازدواج کنی باهاش خلاصه به زور شوهرش دادن عروسی کرد بااین که هیچ حسی بهش نداشت حتی دوسال با شوهرش رابطه برقرار نکرد باز با اصرار خونوادم به زور بردن دکتر بدون اینکه بفهمن ایراد از دختره یا پسره قرص هایی بهش داده بود که حتی لازم نبود چون ایراد از خواهرم نبود از شوهرش بود خلاصه بردن شوهرشو دکتر دوا درمان کرد خدا بهشون یه دختر داد به زور بهش گفتن باید بری پیش شوهرت بزاری بچه دار بشی آبجی قشنگم هم به حرف اونا صاحب دختر خوشگلی شد ولی بارم هیچ حسی به شوهرش داره الان دخترش ۷ سالشه ازوقتی دخترش به دنیا اومد جمع وجور ۱ سال باشوهرش رابطه نداره الان ۵ سال خواهر قشنگم شایدم بیشتر باش باشوهرش رابطه نداره هرچقدر شوهرش گفت خواهرم بهش گفت من به توهین حسی ندارم الان خواهرم ۲۷ ساله داره خیلی اززندگیش ناراضی هست بخاطره دخترش نمیتونه طلاق بگیره ولی شوهرش خیلی آدم کثیفیه خواهرم چن بار خواست سعی کرد به شوهرش فرصت بده نتونست الان زندگیش خیلی خرابه منم نگران خواهرم هستن فقط گریه میکنه اصلا شوهرش بهش خرجی نمیده برای خونه هیچی نمیخره خونش خیلی خرابه به بچه هم نمیرسه خواهرمو اذیت میکنه حتی دختر خودشم شوهرش هم سرش تو دعا و طلسم هست هرروز خدا خواهرم بخاطره دعا وطلسم هاش درعذابه وپدرشوهر ومادرشوهرم نداره مردن ازنظر اینکه خانوادم به خواهرم رسیدگی کنه شوهرش میره طلسم میکنه اونارو خانوادم پشت خواهرم نیستن انگار دخترشون عروسشون هست دامادمون پسرشون همش پشت دامادمون درمیان میگن باید به زور باهاش بمونی اگه طلاق بگیری نمیزارم توخونه ی پدرت برگردی تورو میکشیم خواهرم خیلی سعی کرد باشوهرش باشه ولی شوهرش درهمه جا خارو ذلیلش کرد خواهرم خوشگلم حتی داشت خودکشی میکرد کلا اعصاب شده
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
من اگه جاش بودم سرمایه جمع میکردم قید کل خانوادرو میزدم با دخترم میرفتم یه جا بیخبر از همه زندگیمو میکردم ، خواهرت با اینهمه سختی که کشیده نباید از تهدیده شوهرش که میگه میکشمت بترسه ، یا اینکه میگه نمیزارم بری خونه مادرو پدرت ، مادرو پدرش که کلی با کارشون ناراحت و شکستش کردن