ما طبقه بالا خونه مادر شوهرم زندگی میکنیم خاهرشوهر و برادر شوهرمو مادرشوهرم مارو دعوت کردن برای شام و تموم شد هفته پیش خونه مادر شوهرم بودم بهم گفت کی میخواین دعوتی بگیرین منم گفتم شوهرم گفته فعلا نمیخوام بگیرم حقوقمو ندادن ( از اول عید هیچی حقوق نگرفته هنوزم حقوقشو نریختن ) هروقت ریختن بعدش اونم گفت بیا بابا پول میده دعوت کنین بعد ریختن پولشو بده شوهرمو مجبور کردن از باباش پول قرض کرد ۱۴ نفرو شام و افطاری و میوه و شیرینی و لوازم دیگ ک میدونین مهمونی چقدر خرج داره هیچیم تو یخچال نداشتیم خسته شدم دیگ از این زندگی با مادر شوهر روانیم