دو ماهه عقد کردم 13 سال اختلاف سنی داریم از هر نظری ازش سرترم وضع مالیمونم مثل همه دوسش دارم ولی دلیل اصلیم برای ازدواج این بود ک ازم بزرگتره دیگه بچه بازی نداره
از وقتی عقد کردیم همه آخر هفته ها باید برم خونشون
این 5شنبه بیرون بودم ز زد گفت میام دنبالت 20 دیقه دیگه گفتم چرا زودتر نگفتی بیرونم دوش نگرفتم فردا میام بهش برخورد ک نرفتم از دیروز دوبار زنگ زدم جوابمو نداده امردز ن اون ز زده ن من
اصلا احساس میکنم ترس از دست دادنمو نداره براش مهم نیستم
چیکار کنم خانوما ی باتجربه