سلام دوستان من بچه ی آخر خانوادم یک خواهر و یک برادر هم دارم که برادرم از هر دوتامون بزرگتره . از وقتی چشمم رو باز کردم بهش داداش میگفتم و خیلی دوسش داشتم اون هم همیشه مواظب ما بود تو بچگی هیچوقت باهم دعوا نمیکردیم چون اختلاف سنی مون ۸ ساله . سال ها گذشت تا این که من رسیدم به ۱۸ سالگی و قرار شد کنکور بدم از اون موقع رفتارش کلا با من عوض شد فقط حسودی میکرد بهم تا جایی که میتونست نمیذاشت درس بخونم فقط سر و صدا میکرد آخه من تو درسام خیلی زرنگ بودم و خوب درس میخوندم همش میترسید که من از رشته ی خوبی قبول بشم و این بمونه . میرفت پشت سر من تو فامیل بد میگفت اونم دروغ که من رو جلوی همه بد کنه . من هم فقط گریه میکردم و به زور درسم رو میخوندم . این شد که من چند بار آزمون دادم تا از رشته ی مورد علاقه ام قبول بشم . بعد از اون الان همیشه تا یه چیزی میشه سر من داد میکشه و باهام دعوا میکنه بعد خودش میره پی زندگیش من میمونم و آسیب روحی که بهم میزنه هر شب با استرس و تپش قلب میخوابم . رابطه اش با خواهرم خوبه
اینم بگم که ۳۰ سالشه سر کار هم نمیره پول تو جیبیش رو هم از بابام میگیره . با این بشر چطور میشه زندگی کرد ؟