من ده ساله ازدواج کردم دو تا بچه دارم خاهرشوهر هم ندارم سه تا برادرشوهر مجرد دارم ک رابطم با سه تاشون عالیه جوری ک من ب پای سه تاشون بلند میشم و اونا خیلی بهم احترام میزارن.داداشا بگن و بخندم و دعوا کنن و هر چی ن ب روم میارم ن دخالت فقط میگم داداشید پشت هم باشید و گوشت همو بخورید استخونشو نمیندازید جوری ک همشون از صمیم قلب دوسم دارن چون بچه هامم جفتشون پسر هستن منو میگن تنها دختر خانواده.
برادرشوهرم دوساله ک ازدواج کرده با کلی داستان ک کل خانوادش ناراضی بودن ک ب من مربوط نیست ما ک میریم خونه مادرشوهرم و همه دور همین میگیم میخندیم جاریم هی میگه فلانی یعنی همسر من موذیه بعدش میخنده
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همچو محو تماشای نگاهت
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
خب اگر انقد یاوه گو که ولش کن دهن به دهنش بزاری خودتم بی حرمت میشی بیچاره برادرشوهرت
میدونی خانواده همسرم بگو بخند دارن ولی ول و یاوه گو نیستن مثلا پدرشوهرم واقعا بدش میاد همش میگه دخترم ارووم صحبت من دختر گلم ارومتر بخند خیلی بلند میخنده خیلیییی بلند حرف میزنه مثلا چهار تا برادر دور همن با پسرای من میشن شش تا من خودم نیرم ی گوشه تو گوشی یا میرم اشپزخونه پیش مادرشوهرم ولی این نیره وسط میشینه وچرت پرت میگه
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همچو محو تماشای نگاهت
روم نمیشه من ده ساله تو اون خانواده ام همشونو از صمیم قلب دوست دارم.تظاهر نیست.حالب اینه ک برادرشوهرمم خیلی احترام میزاره ب من. پدرشوهرم همش غر میزد گفتم پدرجان ارووم باش اونم عروسه خانوادس ولی حقیقت اصلا خوشم نمیاد ازش
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همچو محو تماشای نگاهت
اره وگرنه رو بدی پررو میشه دیگه نمشه جلوش گرف همین الان حالیش کنید دیگع که حریم ها وحرمت هارو نگه دا ...
راستش یکی از برادرشوهرام بعد چند اومده ایران اینا همگی میخان برنامه سفر بچینن ب دلم نیست ک برم ولی نمیتونم مخالفت کنم میترسم بریم این ی داستانی ایجاد کنه همسرمم همش ب دهن منه ک اگه بگم بریم بره یا بگمنه نریم.میخام داداشا خوش باشن.ولی چی بگم بهش
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت ، من همچو محو تماشای نگاهت
راستش یکی از برادرشوهرام بعد چند اومده ایران اینا همگی میخان برنامه سفر بچینن ب دلم نیست ک برم ولی ن ...
خب قبل اینکه برین ب مادر شوهرت بگو تذکر بده
بگو مامان جان من دوس دارم بیام دلم میخواد بیاییم داداشا کنارهم خوش باشن .اگه میشه لطف کنید راجب این رفتارش ب فلانی تذکر بدین که یه وقت تو سفر چیزی نگه من ناراحت بشم واکنش نشون بدم گند بزنه به سفرمون