میگن زمان به عقب برمیگرده...
مثل همون موقع هایی که همه باهم توی یه خونه زندگی میکردن...
مثل همون موقع هایی که سر یه سفره ی ساده غذا میخوردن...
مثل همون موقع هایی که لباسهای خواهر برادرامونو که کوچیک شدن تنمون میکردن...
مثل همون موقع هایی که یه تیکه لباس نو یه ذوق زیادی میده...
مثل همون موقع هایی که چشم و هم چشمی نبود...
مثل همون موقع هایی که توقع نبود...
مثل همون موقع هایی که عروسی ها رو تو خونه میگرفتن...
.
.
.
اما...
یه فرق داره...
اون موقع ها دلم ادما خوش بود شاد بودن درکنارهم...
دل خوشی رو از کجا پیدا کنیم؟!...