🌺🌺 قوی که باشی غم هایت را بر تن نرم ساحل میریزی و بر چشمه زلال چشمهایت مهر محکوم به نباریدن میزنی؛ساحل که باشی غم های حکاکی شده بر بند بند وجودت را به اغوش دریا میسپاری و تن خالی میکنی از منجلاب دنیا و اسوده میشوی از خاطر پریشانت ؛دریا که باشی تمامش را در خود حل میکنی؛ دم نمیزنی وگرم میشوی از افتاب سوزان و میسوزی در غم های سرد و بی روح گره خورده با تن بی جانت و اما خودت که باشی گاه با سرمای وجودت میلرزی گاه از ترس فرداهای نیامده میگریی گاه خود را در اغوش میکشی و گاه خودِ نابودی میشوی,میسوزی وخاکستر خود میرویی و در ورق بعدی دفتر زندگی ات مینویسی:
( پایان یک زنده بودن، اغاز یک زندگی❤️)🌺🌺
@بی_پناه۹ به یاد تو نوشتم ❤️❤️