2777
2789
عنوان

ارتباط با خانواده شوهر

161 بازدید | 17 پست

بچه ها من با خانواده همسرم مشکل دارم مخصوصا مادرش ۵ سال تمام فشارهای روحیو روانیو سرم درآورده خودشم دارو اعصاب مصرف میکنه تو این ۵ سال تمام سعیمو کردم کوچکترین آسیبی به روانش نزنم برعکس اون ... الانم که مشکل ناباروری شوهرم خیلی جدی شده و خودمم تو شرایط روحی سختیم و همسرمم خیلی ریخته بهم و همش دعوامون میشه مادرشوهرمم که همش اذیت و آزار میخوام بگم که دیگه نمیخوام ببینمشون بنظرتون درسته ؟ ۵ سال تحمل کردم دیگه نمیکشم شوهرم بره ببینه مادرشو من نمیرم. الانم دعوامون شده من خونه بابامم

نه اشتباه نیس منم قهرم هرمسئله ایم پیش اومد براشون نرفتم دیدنشون زنگم نزدم چون دیدنشون حالمو بد میکنه به همسرم گفتم میخوای بری برو من نمیام

پروفایلم عکس خودمه برش ندارین لطفا❤ استارتری که تاپیک میزنی غیب میشی حتی یه لایک نمیکنی بفهمیم خوندی کامنتو یا نه خیییلی بی شخصیتی 😒وقتی تاپیک میزنی کامل تعریف کن  مارو حواله نده به تاپیکای قبلی

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

تند حرف نزن همین خواسته ای که داریو از یه راه دیگه بهش برس

مستقیم نگو نمیخوام ببینمشون

از ناراحتی های که واست به وجود آوردن بگو اونم نه طلبکارانه حالت درد و دل

کلا هرچی میخوای بهش بگی آروم و نرم باش جواب میده

گلم حق داری ولی از قدیم گفتن دستته بشو دلته نشو بخاطری که روحیه خودت خوب باشه قهر نکن وقتی قهر باشی ...


آخه انقدر حرف میزنه و چرت و پرت میگه بعد میگه من سادم و تو دلم هیچی نیست نمیخوام قهر کنم میخوام بگم‌بخاطر این شرایط نمیخوام مدتی برم خونشون تا حداقل یکم اعصابمون راحت شه ببینیم چه کار داریم میکنیم اگر بزاره 

تند حرف نزن همین خواسته ای که داریو از یه راه دیگه بهش برس مستقیم نگو نمیخوام ببینمشون از ناراحتی ...

میگه ببخشیدو فلان سری بعد صد برابر بدتر میکنه بعد میگه من سادم نمیدونم اونکار و اونحرف بده و فلان بعد تو مواقع دیگه انقدر خودشو زرنگ میدونه 

آخه انقدر حرف میزنه و چرت و پرت میگه بعد میگه من سادم و تو دلم هیچی نیست نمیخوام قهر کنم میخوام بگم‌ ...

حق داری بگو من فعلا روحیم خوب نیست برم جای بزار حالم خوب بشه خودم بهت میگم بیا بریم

میگه ببخشیدو فلان سری بعد صد برابر بدتر میکنه بعد میگه من سادم نمیدونم اونکار و اونحرف بده و فلان بع ...


واقعا دیگه نمیدونم چجوری باید باهاش سروکله بزنم یسری از فامیلای پدرشوهرم اذیتم میکنن میره با اونا رفاقت میکنه بعد میگه برای من تعیین تکلیف میکنی با کی برم و بیام اصلا خوشحالم میشه اذیتم میکنن

خوب مقصر شوهرته نه خانوادش چون روح میده که مادرش اینطور میکنه

اصلا زیر بار نمیره فقط میگه به من استرس وارد نکن باورت میشه به طلاق فکر میکنم بخاطر مادرش گفتم گفت اذیتت کرد بهش بگو اونم میگه ببخشید و بعدش صد برابر اذیت میکنه مریضی روحیشم کرده بهانه فقط تنها کار قبل طلاق همینه که نبینمش یه مدت ببینم این راه جواب میده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792