نامزدم بهم خیانت کرده بعد من خیانتش روفهمیدم عکس داشت بایه زن هرزه توگوشیش بعداون عکس روبرامادرش فرستاده بودبعدمادرشم نوشته بود دختره قشنگه بعد بعدش من با نامزدم بحثم شدوقتی این قضیه روفهمیدم دوتا کشیده بهش زدم😔😔 بنظرتون کارم اشتباه بوده؟ بعدازون نامزدم گفت من باتونمیتونم زندگی کنم واول دوست داشتم بعددیدم اونجورکه من میخوام نیستی میگفت میخوام به داداشت بگم که خواهرشونمیخوام دیگه بعدم من گریه میکردم وگفتم مادرت میکه که منوطلاق بدی میگفت نه حرف خودم بعد منوهول داد بعدمن گریه کردم بعد اومدبالاسرم گفت گریه نکن خودشم داشت گریه میکرد بعد شبش مادرش زنگ زدم به خواهرم که خواهرتوراضی کن بیادطلاق توافقی بگیره میگفت پسرمن که کاریش نکرده حالا هم که چیزی نشده میگفت پسرم دوستش نداره بعددیروز رفتم نامزدموببینم واسه طلاق توافقی ببینم چی میگه بعدگفت که من رفتم کافینت ثبت نام کردم بعدگفت فردا مشاوره داریم بیا بعدمیگفت اگه امدی طلاق بگیریم که امدی اگه نه من خودمومیرم گم وگورمیکنم دیگه منونمیبینی میگفت بعد دوسال باید تودادگاهها بدویی طلاق غیابی بگیری میگفت من که مهریه ندارم بدم بعدشم فکرکردی زندان برم بعدش میام باتوزندگی میکنم بعدمن خیلی باهاش حرف زدم که قانعش کنم جدانشیم اخه خیلی دوستش دارم بعدمیگفت که نه فقط بایدبریم طلاق میگفت تو اگه هرکارکنی من دیگه تورونمیخوام باتوزندگی نمیکنم دوست ندارم بعدش نامزدم رفت اونوربه مادرش زنگ زد گفت که به من زنگ بزنه بعدمادرش بهم گفت که دخترجان بروتوافقی ازپسرم جداشومنم گفتم من شوهرمودوست دارم ازش جدانمیشم بعدگفت توگوه میخوری که دوستش داری گفت خفه شو پسرم دوست نداره گفتم بهم خیانت کرده گفت خوب کرده ازین بدترم میکنه میگفت که چون تو رابطه جنسی تو نمیزاشتی کاریت کنه وسرد بودی اونم حق داره بره دنبال زنای دیگه میگفت تو احساس نداری وسردمزاجی میگفت که اون یه ماه اول که عقد کرده بودین من درجریان رابطه جنسیتون بودم پسرم بهم گفته بود من گفتم شماهم به خیانت تشویقش میکنید میگفت تواگه زنش باشی میرم یه زن دیگه براش میگیرم سرت هوو میارم میگفت من ازتوبدم میاد توروخونم راه نمیدم میگفت گوه خوردی که ۲۰۰ تا سکه مهرکردین مهریه دختر۱۴ تا سکه ی بعد میگفت که بروطلاق بگیراززندگی مابروبیرون با مادرشوهرم همینطور داشتیم بحث میکردیم وشوهرم هم فقط گوش میداد بعد میگفت بیا یه میلیون بهت بدم تااززندگی پسرم بری بیرون میگفت که تو غلط کردی که پسرمو زدی هزارتا حرف دیگه گفت بعدشم من گریه میکردم ورفتم بغل نامزدم میگفت انقدربه من نچسب من هیچ احساسی به توندارم اصلا دوست ندارم بعد نامزدم میگفت دیگه بااین بحثی که الان شدکه دیگه همچی تمام من دلم چرکی ازت بعد نامزدم میگفت پدرمادرم بهم گفته بودن که اگه بازنت اشتی کنی دیگه حق نداری پاتوبزاری توخونه مامیگفت ازتومیگذرم ازپدرمادرم نمیگذرم الانم از دیروز که دیگه بهم زنگ نزده و من چندتا پیام دادم بهش هیچی نگفته بنظرتون دیگه واقعا منو نمیخواد یا الان چون عصبانی اینطوری میگه وچندماه بعد خوب میشه؟ اونم اول دوستم داشت تا یه ماه اول که عقد کرده بودیم خیلی خوب بود الان بنظرتون بازپیشم برمیگرده منتظربمونم یا واسه طلاق اقدام کنم؟ بهم زنگ میزنه بعدا بنظرتون یا مادرش نمیزاره؟ اخه خیلی دوستش دارم وبه سختی بهم رسیدیم دوسال هم باهم دوست بودیم بعدوقتی عقد کردیم خانواده من راضی نبودن من ازخانوادم گذشتم ولی اون الان به خاطرحرف پدرمادرش میخواد منو طلاق بده یعنی ؟ خودش دوستم نداره واقعا یا پدرمادرش زیرپاش نشستن؟
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
خودتو نجات بده موندن به پای کسی که خیانت کرده بهت اشتباهه همسرت هنوز بالغ نشده از لحاظ ذهنی وقتی رابطه جنسیتم امارشو به مادرش میده یعنی غلام حلقه به گوش مادرشه ول کن جدا شو