2777
2789
عنوان

بیاین رمان بنویسیم😂

| مشاهده متن کامل بحث + 626 بازدید | 91 پست
رژ لبی زدم و به پایین رفتم لباسام رو پوشیدم و به سمت دانشگاه حرکت کردم وقتی وارد شدم همه ی پسرا به ...

نگاه خیره ی نفرو حس کردم برگشتم 😒...

کاربر قبلی مارمولک جلو کنتورم🦎پیتزا با سس تند میقولی سیسی؟دلت نخاد 🍕🥤

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

بعد امروز اولین روز کلاسم بود که یهوو به چیز سفت خوردم و سرمو اوردم بالا دیدم عه اینکه میکله مورونه س ولی ن انگار شبیهش بود و اونجا بود که من چله هی گوناگون برداشتم تااین میکله ی ایرانی عاشقم شه😁

پروف خودممم ❤️آرزوها و خواسته هامو رها کردم ⁦(◍•ᴗ•◍)♥️
دیدم آرشام بود  چشم غره ای بهش کردم و فهموندم بره

ارشام با چشمای آبی پوست گندمی جذاب قد بلند و هیکل چهارشونه موهای بور و ته ریش

پیراهن سفید 

کاربری از تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ به دوست عزیزم فروخته شد😁 خداحافظ                                                            لطفا فقط هموطنان ایرانی تو تاپیک هام شرکت کنن و یا ریپلای کنن ممنون🙏🏻❤️                                        ستمگران براستی گنهکاران بزرگی اند. اما ستم‌پذیران چه؟ ستم‌پذیری از دیدگاه اسلام همان اندازه گناه است که ستمگری.
دیدم آرشام بود  چشم غره ای بهش کردم و فهموندم بره

بچرخ تا بچرخیم ۲ ساعت تا کلاس بعدی وقت داشتم به پارکینگ دانشگاه رفتم و اون نقشه جذابمو عملی کردم و لاستیک های فراری جیگرشو سوراخ کردم 😂

ارشام با چشمای آبی پوست گندمی جذاب قد بلند و هیکل چهارشونه موهای بور و ته ریش پیراهن سفید 

که همه دخترا عاشقش بودن اما من ازش متنفر بودم آرشام همش دنبال من بود و چشماش دنبال من بود

تو‌چشات‌معجزه‌میکرد‌حالا‌شدی‌موجب‌این‌درد:)

با عجله ب سمت در خونه راه افتادم ولی از اونجایی ک خونه ما قصررررر بود نیم ساعت طول کشید تا ب پارکینگ برسم

سوار فراری قرمزم شدم و اهنگ ساسی مانکنو گذاشتم و با دست فرمون۲۰ام شروع کردم ب رفتن ب سمت دانشگاه

توی پارکینگ کنار ی لامبورگینی مشکی پارک  کردم ک تاحالا ندیده بودمش کنجکاو بودم ک مال کیه

با عجله ب سمت کلاس دویدم ک موهای طلایی ک از مامان فرانسویم ب ارث برده بودم از مقنعه ریخت بیرون

ب حساب اینکه استاد نیومده درو باز کردم و پریدم تو ک ی مردو تو جایگاه استاد دیدم....

آناهیتا🌿                                                                           این کاربری از مامان آریا به خاله آریا واگذار شده است😎

بچرخ تا بچرخیم ۲ ساعت تا کلاس بعدی وقت داشتم به پارکینگ دانشگاه رفتم و اون نقشه جذابمو عملی کردم و ل ...



رفتم بالا

استاد گفت:وای چقدر دیر اومدی عشقم

لبخند ملیحی بهش زدم و دوتامون سوار فراری قرمز شدیم و به سمت عمارت پدر عمم رفتیم

کبرا خانوم در رو باز کرد و گفت:وای خاک بر سرم خانم شمایید؟

تو‌چشات‌معجزه‌میکرد‌حالا‌شدی‌موجب‌این‌درد:)
بچرخ تا بچرخیم ۲ ساعت تا کلاس بعدی وقت داشتم به پارکینگ دانشگاه رفتم و اون نقشه جذابمو عملی کردم و ل ...

با  ی سنگی ک همون اطراف بود دور تا دور ماشینشو  واسش خط کشی کردم ی لبخندزدم و نگاهی ب دور و اطرافم کردم یهو برگشتم عقب  خوردم ب چیزی  خدا خدا کردم خودش نباشه 

 با صدای بم و مردونش گفت کاری دارین؟ جا خوردم  انتظار نداشتم  ببینمش ..

کاربر قبلی مارمولک جلو کنتورم🦎پیتزا با سس تند میقولی سیسی؟دلت نخاد 🍕🥤

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز