2777
2789
عنوان

بیاین رمان بنویسیم😂

| مشاهده متن کامل بحث + 626 بازدید | 91 پست
رژ لبی زدم و به پایین رفتم لباسام رو پوشیدم و به سمت دانشگاه حرکت کردم وقتی وارد شدم همه ی پسرا به ...

نگاه خیره ی نفرو حس کردم برگشتم 😒...

کاربر قبلی مارمولک جلو کنتورم🦎پیتزا با سس تند میقولی سیسی؟دلت نخاد 🍕🥤

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

بعد امروز اولین روز کلاسم بود که یهوو به چیز سفت خوردم و سرمو اوردم بالا دیدم عه اینکه میکله مورونه س ولی ن انگار شبیهش بود و اونجا بود که من چله هی گوناگون برداشتم تااین میکله ی ایرانی عاشقم شه😁

پروف خودممم ❤️آرزوها و خواسته هامو رها کردم ⁦(◍•ᴗ•◍)♥️
دیدم آرشام بود  چشم غره ای بهش کردم و فهموندم بره

ارشام با چشمای آبی پوست گندمی جذاب قد بلند و هیکل چهارشونه موهای بور و ته ریش

پیراهن سفید 

کاربری از تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۳ به دوست عزیزم فروخته شد😁 خداحافظ                                                            لطفا فقط هموطنان ایرانی تو تاپیک هام شرکت کنن و یا ریپلای کنن ممنون🙏🏻❤️                                        ستمگران براستی گنهکاران بزرگی اند. اما ستم‌پذیران چه؟ ستم‌پذیری از دیدگاه اسلام همان اندازه گناه است که ستمگری.
دیدم آرشام بود  چشم غره ای بهش کردم و فهموندم بره

بچرخ تا بچرخیم ۲ ساعت تا کلاس بعدی وقت داشتم به پارکینگ دانشگاه رفتم و اون نقشه جذابمو عملی کردم و لاستیک های فراری جیگرشو سوراخ کردم 😂

ارشام با چشمای آبی پوست گندمی جذاب قد بلند و هیکل چهارشونه موهای بور و ته ریش پیراهن سفید 

که همه دخترا عاشقش بودن اما من ازش متنفر بودم آرشام همش دنبال من بود و چشماش دنبال من بود

تو‌چشات‌معجزه‌میکرد‌حالا‌شدی‌موجب‌این‌درد:)

با عجله ب سمت در خونه راه افتادم ولی از اونجایی ک خونه ما قصررررر بود نیم ساعت طول کشید تا ب پارکینگ برسم

سوار فراری قرمزم شدم و اهنگ ساسی مانکنو گذاشتم و با دست فرمون۲۰ام شروع کردم ب رفتن ب سمت دانشگاه

توی پارکینگ کنار ی لامبورگینی مشکی پارک  کردم ک تاحالا ندیده بودمش کنجکاو بودم ک مال کیه

با عجله ب سمت کلاس دویدم ک موهای طلایی ک از مامان فرانسویم ب ارث برده بودم از مقنعه ریخت بیرون

ب حساب اینکه استاد نیومده درو باز کردم و پریدم تو ک ی مردو تو جایگاه استاد دیدم....

آناهیتا🌿                                                                           این کاربری از مامان آریا به خاله آریا واگذار شده است😎

بچرخ تا بچرخیم ۲ ساعت تا کلاس بعدی وقت داشتم به پارکینگ دانشگاه رفتم و اون نقشه جذابمو عملی کردم و ل ...



رفتم بالا

استاد گفت:وای چقدر دیر اومدی عشقم

لبخند ملیحی بهش زدم و دوتامون سوار فراری قرمز شدیم و به سمت عمارت پدر عمم رفتیم

کبرا خانوم در رو باز کرد و گفت:وای خاک بر سرم خانم شمایید؟

تو‌چشات‌معجزه‌میکرد‌حالا‌شدی‌موجب‌این‌درد:)
بچرخ تا بچرخیم ۲ ساعت تا کلاس بعدی وقت داشتم به پارکینگ دانشگاه رفتم و اون نقشه جذابمو عملی کردم و ل ...

با  ی سنگی ک همون اطراف بود دور تا دور ماشینشو  واسش خط کشی کردم ی لبخندزدم و نگاهی ب دور و اطرافم کردم یهو برگشتم عقب  خوردم ب چیزی  خدا خدا کردم خودش نباشه 

 با صدای بم و مردونش گفت کاری دارین؟ جا خوردم  انتظار نداشتم  ببینمش ..

کاربر قبلی مارمولک جلو کنتورم🦎پیتزا با سس تند میقولی سیسی؟دلت نخاد 🍕🥤

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792