خونه مون ۳ طبقه هست طبقه اول مادر شوهرم بعد طبقه دوم ما هسنیم طبقه سوم هم خالیه
مادرشوهرم و پدر شوهرم چند روزیه رفتن مسافرت برادر شوهرم خونه تنهاست به عبارتی صبح میره شب میاد
دیروز ظهر مادر شوهرم گفت برو به گلدونام سر بزن منم بلافاصله کلید و برداشتم و رفتم طبق عادت اول در میزنم بعد کلید میندازم ! در زدم درزدم بعد کلید انداختم دیدم پشت در کلید هست بعدش که میخواستم برگردم برتدر شوهرم در و باز کرد گفت دوستم هدی اینجاست گفتم اومده بودم گلدونارو آب بدم بعد چشمم به کفشای زنونه افتاد یعنی کپ کردم