شوهر من وقتی میریم مهمونی همش به شوخی میگه من رژیم دارم خیلی وقته شروع کردم و توی خونه ام هیچی نمیخورم بعد وقتی سفره میندازن از همه زود تر بشقابشو پر میکنه... اینقدر این کار کرد که یه روز میزبان که اصلا ازش خوشم هم نمیاد گفت وقتی زن دستپخت بدی داشته باشه مرد مجبوره بگه رژیم دارم و نخوره از غذای زنش.... بعد وقتی گفتم سلامتی الان شوهرم مدیون منه آقا شروع کرد به بحث کردن توی جمع و گفت ساکت شو نزار دهن من باز بشه.... خورد شدم توی جمع له شدم... الان 2 روز رفته سر کار و حتی یه پیام نداده ببینه من زنده ام یا مرده... یکی از بزرگ ترین اشتباهات زندگیم ازدواج توی راه دور بود... حالا افتادم توی غربت. تک و تنها