2777
2789

شوهرم شاکیه چرا همش تو خونه ام

همیشه من اسرار داشتم مارو ببر بیرون حتی تا سر کوچه یه دور بزنیم برگردیم ،اونم میگفت دوسداره تو خونه باشه تلویزیون ببینه در آرامش و حتی با زبون بی زبونی میگفت منم نزدیکش باشم ولی لال باشم و حرف نزنم فقط بگم هرچی میبینی ماهم باید ببینیم،به اجبار 

حالا که عادت کردم به خونه موندن و کل وقتم یا پای ظرفشوییم یا پای گاز،یا جارو دستمه و دیگه برام انرژی نمیمونه هیچ کار دیگه ای بکنم ،شبا حق ندارم بعد خودشو بچه هاش بخوابم،میگه بچه هارو‌ بخوابون،خوابم میبره فرداش گلایه میکنه چرا زودتر از من خوابیدی و نزاشتی ......

جلوی خودمو بگیرم که آقا کاراش تموم شه ساعت سه نصف شب خوابش بیاد،بیادددد تو جا بعد خودم بهش پیشنهاد بدم ......

بعدم سریع بخوابم،منی که با یه صدای نفس از خواب بیدار میشم و تا صب بیدار میمونم و بد خوابم میبره اگه پرید باید فوری بعد کارش خوابم ببره حتما چون اگه نخوابم باز فرداش دعواست که چرا نخوابیدی اومدی تو حال نشستی،

اگه جاییم از خستگی و کوفتگی درد بگیره چون زیاد در حال کارم حق ندارم چیزی بگم چون آقا فک میکنه ناز میکنم 

پریود باشم و حالم خیلی بد باشه باید مدام توی وضعیت چهارشیفت کار باشم و نگم کمرم خیلی درد میکنه و خودم سریع خودمو درمان کنم چون بازم ناز حساب میشه 

بگه بریم جایی و اونم فقط منو خونه ی بابام یا عمومه بگم نه روم نمیشه هی اونجا باشم بازم قهر میکنه تو بیرون نمیری زنگ میزنه به اونا که من عمدا نمیرم خونه هاشون 

بگم بدن درد دارم یه ساله ورزش نکردم،میگه توی خونه حلقه بزن 

یعنی میشه ۱۰ روز آسمون رو نبینم 

من فقط از خوندن نوشته تون فهمیدم که چرا باید برای همه چیزتون نظر همسرتون مهم باشه.اصلا نیاز نیست نظر بده خیلی جاها.و اینم بگم مقصر خودمونیم.تو کار درست بکن بدون دعوا و نظرشو در ظاهر بشنو ولی در عمل کاملا نشنیده بگیر 


بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

اگه بخوام برم بیرون باید حتما بچه ها باهام باشن چون اگه نباشن هی زنگ پشت زنگ که کجایی 

با خواهراش برم بعدش یه دعوای دیگست چرا طولش دادی،یا با من یا اونا 

که اونام گفتن دیگه با من بیرون نمیان چون حوصله برادرشون رو ندارن 

امروز گفت هوا آفتابیه بپوش بیا تو حیاط آفتاب بهت بخوره 

رفتم پوشیدم و با چه ذوقی گفتم یکم تو کوچمون که بمبستم هست و کلا یکی دو نفر شایید رفت و امد کنن یکم بدوییم بدنم باز بشه،همین که اومدم کفش بپوشم گفت پس ناهار چی بخورم فکر غذا نبودی ،منم عصبانی شدم کفشارو زدیم زمین و گفتم قصاب تو فقط یکم خوشحالیمو ببینی دوسداری توش برینی و برگشتم و گفتم بخدا پامم بیرون نمیزارم و لباسامو کندمو رفتم بازم مشغول آشپزی و شستن و جم کردن شدم،اونم دست پیش انداخت خودش قهر کرد و از خونه زد بیرون 

ب نظرتون چقد دیگه طاقت بیارم؟

یه پسر ۱۱ ساله و یه ۳ سال و نیمه دارم 

ولشون کنم یه مدت برم خونه بابام؟؟هی بیاد اونجا باز کاراشو بپیچونه همه منو مقصر کنن؟؟یا بمونم و رباط خونه بمونم چون زنم و‌یه مادر و وظیفمه بسوزم و بسازم؟؟

سعی کن خودتو سرگرگرم کنی کتاب بخون.برو باشگاه .ینی میگم یکم ب خودت برس انقد تلاش نکن ک باهمسرت وقت ب ...

یه نقاشم که وقت نداره طرح آخریشو تکمیل کنه 

از هرجایی زنگ بزنن دعوت شم حق ندارم برم 

از چندتا مدرسه ازم درخواست شد برم برا معلم نقاشیشون،و آخری مدرسه ی پسرم بود و چقد خوشحال شدم و با ذوق بهش گفتم 

آنچنان دادی زد و کفری گفت تا چند روز سرم گیج میرفت

یه نقاشم که وقت نداره طرح آخریشو تکمیل کنه  از هرجایی زنگ بزنن دعوت شم حق ندارم برم  از ...

اینکه خیلی بده.مردی ک جلوی پیشرفت شمارو بگیره فک نکنم مرد زندگی باشه.با اینحال سعی کنین ببرینش پیش مشاور یا روانپزشک با این شرایطی ک گفتی همسرت آدم نرمالی نیس

اینکه خیلی بده.مردی ک جلوی پیشرفت شمارو بگیره فک نکنم مرد زندگی باشه.با اینحال سعی کنین ببرینش پیش م ...

من خودم مطمعنم نرمال نیست 

ولی حاضرم نمیشه دکتر بره 

و در کل هیشکیم توی خانوادش اینقد عاقل نیست که نصیحتش کنه همه از داد و بیداداش میترسن

من خودم مطمعنم نرمال نیست  ولی حاضرم نمیشه دکتر بره  و در کل هیشکیم توی خانوادش اینقد عا ...

سعی کن خودتو نجات بدی.زندگی با همچین آدمی خود مرگه ب نظرم.حداقل خودت با مشاور حرف بزن.بهت راهکار میدن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792