شیعیان بس نیست غفلت هایمان
غربت و تنهایی مولایمان
هیچ دانی حال مولا چون بود
دیده اش گریان وقلبش خون بود
شیعیان رسم تشیع این نبود
باید این زنگار غفلت را زدود
ما عبید و عبد دنیا گشته ایم
غافل از مهدی زهرا گشته ایم
غفلت از مولای خوبان تا به کی؟
این چنین مبهوت و حیران تا به کی؟
گر چه از یمن وجودش زنده ایم
قلب او را بارها سوزانده ایم
شیعیان مولایمان را یاد کنیم
ازغم هجران او فریاد کنیم ...