حالا فرض کنید هر چی که شوهرتون داره از همدلی و همراهی اون دختره ست تو سالهای مجردیش
اولش چیزی نداشته طی ۷ ۸ سال خودشو جمع کرده و استخدام شده خونه خریده
خونه رو با نظر دختره اتفاقا خریده
دختره خیلی باهاش همراهی کرده تا پسره بتونه زندگی شو جمع کنه
تهش پسره بی معرفتی کرده رفته ...
دختره هم غرورشو حفظ کرده و کنار اومده با رفتنش...
الان حستون چیه ؟