سلام من سال اولی هست که برام کادوی روززن قرارهبیارن ودوران نامزدی هستیم بعدمن شوهرم زنگ زدگفت چه خبر گفتم رفتیم خونه مامان بزرگ ایناتوسترش رودیدیم گفت مامان بزرگت توسترخریده گفتم اره براش خریدن دایی هام نمیخواستم بگم برای روزمادر خریدن بعدپرسیدبرای روزمادرخریدن گفتم اره بعدگفتم مامانمم برای مامان بزرگم هم براش پلوپزگرفته وخواهرمم برامادرم آبمیوه گیری بعدگفت چقدروایناقیمتاش روگفتم بعدگفت من این هفته بیام شهرشماپیشت یاهفته دیگه گفت اگه این هفته بیام هفته دیگ نمیتونم بیام من گفتم این هفته بیابعدگفت چرامراسمی هست گفتم اره روزمادره به نظرتون خیلی بدکردم گفتم نبایدمیگفتم خودش میفهمید خیلی الان عذاب وجدان دارم میگم نکنه زشت باشه چون سال اولیم هست که برام قراره کادوبیارن وبریم براماماناکادوبخریم بعداصلایادش نبوداین هفته روززنه بیشترواسه مادرهاگفتم اخه زشت بود