یک سالو نیمه باهاش دوستم اول دوستی هم همهی شرایطش رو دیدم و کنار اومدم جوری که دخترایی که قبلا باهاش بودن بهش زنگ میزدن گاهی وقتا میومدن پیشمون همشون هم میدونستن با منه چون دست به خرجش خوبه و با آدمای بزرگ سروکار داره مثلا جاست فرندش شده بودن که یه موقعه کارشون جایی گیر کرد به این بگن .اتفاقا با منم خیلی صمیمی میشدن درحدی که من اصلا بهشون حس بد پیدا نمیکردم چون اوایل رابطمون بود خودمم فکر نمیکردم رابطمون جدی بشه.بعد یه مدت که خودشم وابستم شد از خیلیاشون دوری کرد.خیلی کاراهم برام کرد از عمل بینی بگیر تا سرویس طلا و گوشی لباسشویی و خیلی چیزای دیگه ولی همش منت میزاره و تو سرم میزنه.خیلی شکاکه حس میکنم پارانوئید داره ۲۴ ساعته تو ویدیو کاله باهام بخاطرش با همه قطعه رابطه کردم از نظرش همه یه جوری خرابن مورد دارن حتی با فامیلام فقط یدونه به مامانم اعتماد داره اونم بخاطر اینکه میبینه مادرم چقدر زحمت کش و اهل نماز قرانه ولی به اونم ۱۰۰٪ اعتماد نمیکنه از ازدواج هم خیلی میترسه منم تک فرزندم پدرم فوت کرده خودمم سال ۹۶ یبار عقد کردم از عقد برگشتم تو ۱۹ سالگی.
ولی میدونم دوسم داره چون میترسه ناراحت و عصبی بشم داره مخفیانه کاراشو میکنه.رمز گوشیشو دیگه بهم نمیگه
چندبار مچشو گرفتم آخرین بارم یک هفته پیش بود ولی باز خرم کرد بهم میگه من که واست چیزی کم نمیزارم چرا انقدر بهم گیر میدی.
به نظرتون چیکار کنم افسردگی گرفتم بخاطرش یدونه دوست هم دورم نمونده.قبلا خیلی بیرون میرفتیم صبحانه ناهار شام بیرون بودیم ولی الان یه مدت منو بیرون هم نمیبره یه روز درمیون میاد دنبالم منو میبره خونه خودش میزاره بعد میره دنبال کاراش تو خونه از لحاظ خوردو خوراک هم چیزی کم نمیزاره اصلا ولی منم ادمم افسردگی گرفتم همش چکم میکنه میگه مالمو سفت میچسبم همسایمو دزد نمیگیرم چیکار کنم خیلی دوسش دارم میدونم بعد اون نمیتونم با کسی باشم.