نمیدونم اصلا کسی میاد تو تاپیکم یا نه ولی میخوام امشب برای اولین بار حرف دلمو بگم پیش کسایی که نشناسنم و ازتون بخوام شما جای من بودین چیکار میکردین؟
مادرم از بچگی تو سرم میزد که به خاطر تو با بابات موندمو توام مثل باباتی من خیلی بچه بودم همش خودمو مقصر میدونستم غصه میخوردم هیچوقت برام حس ارامش مادریو نداشت فقط هم خونه بودیم یه همخونه تا اینکه بزرگ شدم ۱۶ سالم بود مشکلی برام پیش اومده بود که نیاز به همراهی خانوادم داشتم نمیتونم بگم مشکل چون از نظر اونا مشکل بود چون میگفتن فامیل چی میگه؟ نباید کسی بدونه و من سر این موضوع دوبار خودکشی کردم و هر بارشم میگفتم الان دیگه دست از سرم بردارین کنارم باشین اما بازم خانوادم موافقت نمیکرد تا اینکه تهدیدشون کردم از خونه میرم و....