2777

دلتنگی #

برای هشتگ "دلتنگی" 19 مورد یافت شد.

قشنگ ترین چشمان دنیا را

مادر من دارد,

وقتی با خنده های از ته دلش به من نگاه میکند و از وقایع روزانه اش با آب و تاب میگوید,

بدون نظر خواستن از من بارها و بارها تعریف میکند...

قشنگترین صدای دنیا را مادر من دارد,

وقتی با نام کوچکم صدایم میکند,

برایم چای میریزد

کنارم مینشیند

با من میگوید

با من میخندد,,,

وقتی کنارش خوشبخت ترین دختر توی عالم هستم..

قشنگترین دستان دنیا را مادر من دارد,

وقتی دستهای نرمش را روی موهایم میکشد و تمام خستگی های روزگارانم را دانه دانه از موهایم برمیدارد....

و آخر تمام حرفهایش"خدای ماهم بزرگ است"

از دهانش نمی افتد....

زیباترین زن جهان مادر من و در چهار چوب خانه ی ماست,

که به وقت بودنش تمام لامپهای خانه مان روشن است,که بوی غذایش و نگاه مهربانش تمام تلخی ها و شکست های زندگی ام را در یک آن از وجودم پاک میکند.

مهربان ترین انسان عالم درون آشپزخانه ی کوچک و چهارگوش ماست وقتی تمام خستگی هایش را در قلاب بافی های رنگارنگش به نقش و نگار میکشد...

که بودنش, که خنده هایش برایم زیباترین لالایی بچگی ام است....

دلتنگی💔#  

کرونا_خر_است#  

عررررررر# 😭😭😭😭

مامان# ام روموخاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

۲ماه و نیمه ندیدمش 

آخر اي دوست نخواهي پرسيد

که دل از دوري رويت چه کشيد

سوخت در آتش و خاکستر شد

وعده هاي تو به دادش نرسيد

داغ ماتم شد و بر سينه نشست

اشک حسرت شد و بر خاک چکيد

آن همه عهد فراموشت شد

چشم من روشن روي تو سپيد

جان به لب آمده در ظلمت غم

کي به دادم رسي اي صبح اميد

آخر اين عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهي ديد

دل پر درد فريدون مشکن

که خدا بر تو نخواهد بخشي

فریدون_مشیری#  

دلتنگی💔#  

من ایمان دارم

 یک روز می رسد که

 پای کوبان، به سنتِ سرخ پوست ترین قبیله

 دور آتش برقصیم و صلح را جشن بگیریم!

من ایمان دارم

یک روز می رسد که

حتی خوابِ این روزها را هم نمی بینیم!


دلتنگی#_های_ماه_جان




پی نوشت: کپی با ذکر نام نویسنده (ماه جان)، بلامانع است.

دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم

که در حالِ درست کردنِ کتلت بود و برای من سه تا برشته شده کنار گذاشت.

یا وقتی که ادکلن‌ام را سمتِ چپِ آینه گذاشت می‌دانست که دوست دارم آنجا باشد

یا آلبالو پلوهایش برای پسری که از راهِ دور رسیده و بوی غذا مستش می کند...

صدای پدری که به خانه می‌آید و می‌گوید؛

باباجان از آن آلو‌ها که دوست داری خریدم...

این هم بیسکوئیت‌های چای عصرت... تو که قند نمی‌خوری...

یا اصلا همان وسطِ هندوانه که مال من است...

حتی سهمِ ته دیگِ سیب زمینی‌اش!

بی آنکه بخواهم

بی آنکه بر زبان آورم...

‌‌

می‌دانی که چه می‌خواهم بگویم؟!

دوست داشتن همین ریزه کاری‌هاست

همین کتلت‌ها و هندوانه‌ها

همین بیسکوئیت چای عصر...

دوست داشتن همین عمل کردن‌هاست

همین "حواسم هست‌ها"...

حرف را که همه بلدند بزنند...

دلتنگی#  

پنجشنبه 

جمعه 

غروب غمگین 

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بسوزززز

مانز | 39 ثانیه پیش

قرص ازمایش

atdjkckcmamn | 42 ثانیه پیش