2794

سواستفاده کردن همسرم از من

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 215 بازدید 1 تبادل تجربه

سلام. من 28 سالمه و شوهرم 30 یه دختر دوساله دارم ما دو تا آپارتمان داریم که یکیش به نام منه شوهرم کارمنده ب خاطر زدن یه نفر سر ماجرایی 15 میلیون دیه داد از اون موقع ما گرفتار شدیم و پول رهن خونه منو گرفت داد برای این ماجرا حالا تو قسط این دو خونه مونده و گیر داده باید خونه منو بفروشیم و از قسطا خلاص بشیم و توجیه میکنه شاید فردا مردم الان میخوام خوشی کنم و پس انداز نمیخوام و..منم میگم خونه خودتو بفروش ولی اون گیر وامه و انتقالش کار میبره همش تهدیدم میکنه و اذیت تا اینکه خسته شدم و طلامو دادم فعلا بره قرض هاشو بده حالا فهمیدم قرضو نداده و پولو خرج کرده الانم میزنه به مسخره بازی... من واقعا از این بی خیالی و دغل بازی هاش خسته شدم سر هر جریان مالی و غیره بعدا میفهمم دروغ گفته که ماست مالی کنه از ترس و ضعف منم سواستفاده میکنه اطرافیان میگن بهش باج نده و بزار خودش تاوان اشتباهاتشو بده ولی با بداخلاقی تهدید و قهر سر من خالی میکنه اصلا منطقی و مسئولیت پذیر نیست فقط فکر خودشه در هر حالی چجورخوش باشه و بی دردسر اگر تنبل و بی عار نبود یا تو بچه داری کمکم میکرد و یا برای ما هم وقت و انرژی میزاشت دلم نمیسوخت .. واقعا فکرم مشغوله چه برخوردی کنم با این آدم کمکم کنید؟

اطلاعات تکمیلی

سن 28 جنسیت زن شغل خانه دار وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

مشاور خانواده

سلام وقت بخیر 
در سوال شما چند نکته وجود داشت مثل اینکه نارضایتی دارید از رفتار همسرتون، دلخور هستین از روش حل مسئله ، دخالت دیگران که اجازه دارن نظر بدن و...
اولین پیشنهاد من به شما اینه که از تقسیم مال من مال اون و رفتارهای این مدلی رو بزارید کنار زندگی مشترک میدان جنگ نیست که هر کدوم بخوایین برنده باشین هر دو در یک جبهه هستین .ارتباط شما با همسرتون معیوب هست که نیاز به اصلاح داره .یک بازنگری در روابط و مشخص کردن خواسته هاتون طبق منطق و حقیقت موجود میتونه کمک کنه.

تجربه شما

ممنونم از پیشنهادتون درمورد ارتباط معیوب که مطرح کردین ،همینه مثالی میزنم چون خودش از روی احساس و نه آینده نگری تصمیم میگیره مثلا ماشینو زیر قیمت می فروشه که به خریدار بگه چه آدم خوبیه (قضاوت مردم خیلی براش مهمه)یا مثلا میزان کرایه مستاجرمون کم میکنه که اونا اذیت نشن و تو بنگاه ژست آدم لارج بگیره که تخفیف داده! در حالیکه خودمون در مضیقه ایم و همین ماهی 300 تومن تخفیف باعث میشه برای مخارج کم بیاریم ولی زمان گرفتاری و مشکل با من مطرح میکنه منم که میگم اینکارو میکردی بهتر بود ناراحت میشه و میگه همینه که چیزی پیشت نمیگم تو خسیسی و من لارجم به مردم خوبی میکنم جوابشو میبینم انگار حرف همو نمیفهمیم من فکر میکنم ادم باید تا جایی فکر خوبی به دیگران باشه که خونواده خودش آسیب نبینه ولی در آخر این بحث ها اون کار خودشو میکنه و من متهم به آدم بداخلاقی و زنی که با کسی کنار نمیاد میشم ☆یک سوال مهم دارم آیا بهتر نیست کلا همه چیو بیخیال بشم تا کارخودشو بکنه ؟(من که آخرش مجبور به همینکارم فقط متهم به بداخلاقیم )

☆یا اینکه مبارزه کنم تا به اهدافم برسم و حداقل تلاشمو برای اصلاح امور بکنم