2794

بي مسئوليتی و خشم زياد همسر

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 102 بازدید

سلام 

من شاغلم و از مجرديم كار ميكردم . در دوران متاهليم همه درآمدم و با همسرم خرج زندگيم كردم . بدون هيچ منتی من درآمدم هميشه دو برابر اونه چون سطح تحصيلاتم بالاست هميشه حاميش بودم و صبور بودم و با گذشت . خانواده اش خيلی دوستم دارن چون ميدونن همسرم خيلی زود عصبانی ميشه و مغرور و لجباز ... اخلاقش خيلی خوب تر شده اوايل ازدواج انقدر به خشمش تسلط نداشت كه حتی دست روم بلند ميكرد اونم به خاطر چيزهای خيلی بی اهميت خيلی تلاش كردم خيلی بهتر شده اما هنوزم خشنه و گاهی در جمع واقعا بغض ميكنم از اين همه بی عدالتی و خشم زيادش گاهی واقعا صبرم تموم ميشه بچه داريم سه سالشه تموم انگيزه ام اونه ... ميخوام زندگيمو بسازم ...اوايل زندگی در يک شركت بود درآمدشم بد نبود .اما بعدش رفت در شغل آزاد چند سالی مغازه داشت بی نظم ميرفت و دل به كار نميداد همه چيز در مغازه آشفته بود . الانم مغازه اش رو جمع كرده تو خونه است بهش كلی ايده دادم اصلا انگار انگيزه نداره كار كنه همش خونه نشسته پای تلویزيون تا هم ميگم چرا فكر كار كردنت نيستی عصبانی ميشه داد و بيداد ميكنه ميگه به فكرم اما دروغ ميگه همش خونه است يا پيش دوستاش بگو بخند ميكنه ازش ميترسم 12 ساعت كار ميكنم كه از پس زندگيمون بر بيام... 

موندم چيكار كنم كه بره سركار زورم نميرسه بهش خسته ام از حرف اين و اون همش ميگن تو هم نرو سر كار چرا بيكاره؟ چيكار ميخواد بكنه شيش ماهه روزگارم سياهه.هر راهی جلو پاش ميزارم بهونه مياره هر پيشنهادی ميدم ميگه شرايط اقتصادی كشور بده نميشه اين كارو كرد خسته ام به نظر شما بزارم برم از اين زندگی به خودش مياد ؟


اطلاعات تکمیلی

سن 30 جنسیت زن شغل حسابدار وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

مشاور خانواده

درود بر شما
جان دلم قهر و دعوا هیچ‌وقت گزینه خوبی برای تغییر طرف مقابل نیست و معمولا بر عکس جواب میده
خیلی خوبه که شما هم تحصیل‌کرده هستید و هم شغل خوبی دارید اما بهتره که تمام مسئولیت و مخارج زندگی‌رو به عهده نگیرید چرا که ۱۲ ساعت کار برای یه مادر با فرزندی سه ساله خسته‌کننده‌ست و در بلند مدت فرسودگی جسمی و روانی ایجاد می‌کنه،
 در وهله اول علت‌رو پیدا کنید اینکه چه چیزهایی باعث این شرایط شده،بعد در یک فرصت مناسب احساسات خودتون‌رو با ایشون در میون بذارید و بهشون بگید که ضمن اینکه دوستشون دارید اما دلتون نمیخواد که توی چنین شرایطی ببینیدش و یادتون باشه که هرگز از موضع قدرت و سرزنشگری باهاشون صحبت نکنید،وظایف و مسئولیت‌های همسرتون‌رو بر عهده نگیرید و در کمال احترام بهشون بگید که توانایی‌های شما هم محدوده و باید با کمک هم بار زندگی‌رو به دوش بکشید و لیستی از کارهایی‌رو که میتونه در نبود شما انجام بده‌رو بهشون بدید
سعی کنید شنونده خوبی برای صحبت‌هاش باشید و باهم و در کنار هم قدم به قدم برای رفع مشکل اقدام کنید تلاش‌های مفیدش‌رو بهش یادآوری کنید و برای بهبود نقاط ضعفش ازش حمایت کنید.
با آرزوی شادکامی برای شما

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
پرسش ها و پاسخ های مشابه

بي مسئوليتی همسر

پاسخ سلام به نظر میرسه هر وقت همسرت در موقعیتی که میخواد با دوستاش بره بیرون شما فکر می کنی که ایشون به فکر خوشحالی شما نیست و این فکر باعث ناراحتی ات می شود و با بالا بردن صدات روابط همسرت با دوستاش بصورت...

بی مسئوليتی همسر در زندگی مشترک

پاسخ سلام دوست عزیزم نمی‌دونم همسر شما از ابتدا نسبت به زندگی، بی‌توجه و بی‌مسئولیت بودند یا به مرور این اتفاق افتاده. همونطور که خودتون اشاره کردید، مطرح کردن مشکل‌تون با خانواده نمی‌تونه راهکار خوبی باش...