با سلام و احترام. دوست عزیزم علائمی که از آن صحبت کردید شبیه به افسردگی ست که افکار غیر منطقی و ناکارآمد و تحریف های شناختی در ایجاد و پایداری آن میتواند بسیار مهم باشد .علت بسیاری از مشکلاتی که درگیر آن میشویم نحوه تفکر ماست که این تفکر اگر منفی باشد بر هیجانات و احساسات ما و این احساساست بر رفتار ما اثر گذارند.مثلا اگر شما فکر کنید که دوست داشتنی نیستید دچار چه احساسی میشوید؟ غم و یا خشم. و این غم باعث بروز چه رفتاری میشود؟ گوشه گیری. ساعت ها خوابیدن. گریه کردن و کارها را نیمه رها کردن و .. پس کار کردن روی این افکار مخرب بسیار مهم است.پیشنهاد میکنم که در اولین فرصت از یک روانشناس حضوری کمک بگیرید تا هر چه زودتر بتوانید مسئله را حل کنید. اما اگر درصدی امکان مراجعه به روانشناس را ندارید مطالعه کتاب از حال بد به حال خوب مهدی قراچه داغی میتواند بسیار کمک کننده باشد. موفق باشید.
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید