سلام من چند سالی هست که ازدواج کردم به صورت سنتی. مادرم و همسرم باهم زیاد به مشکل میخورن.در جاهایی بیشتر حق رو به شوهرم میدم بخاطر اینکه مادرم طرز فکرش اینه که نباید به داماد روو داد یا داماد فقط باید پولدار و حرف گوش کن باشه در خانواده زنش . همش انگار دعوا داره با همسرم، زوم میکنه روی کارهاش، طلبکاره. شوهرم هم ناراحتی اعصاب داره طفلکی خیلی سعی کرد دلشون رو به دست بیاره مثلا در کمک کردن و هدیه گرفتن و...ولی مادرم یا خانوادم با کوچیکترین مسئله جزئی محبت رو یادشون میره میریزن سر شوهرم و باهاش بد رفتاری میکنن. توقع دارن طرف اون ها باشم و نه شوهرم. هی روش ایراد میزارن ،پشت سرش حرف میزنن ،مسخرش میکنن میگن دیوانه ست ازش بچه نیار و...واقعا دارم دیوانه میشم. شوهرم هم در جواب متلک های مادر میخواد از خودش دفاع کنه که قضیه بدتر میشه !هی میگن شوهرت اینجوری گفت اونجوری گفت.هی از دامادهای مردم تعریف میکنن در صورتی که حتما اون ها محبت دیدن که جذب شدن ولی متوجه نیستن ،کافیه غیر مستقیم بهشون بگم تا پوست من رو بکنن. بنطرتون چیکار کنم؟ از این به بعد بدون همسرم بیام خونشون؟ طرف کی رو بگیرم؟ آخه همسرم میگه من خیلی احساس تنهایی دارم اونجا. آرامشی که با خانواده همسرم دارم با مادر خودم ندارم من😭😭😭 چقدر تاسف باره بین دو عزیز گیر کردن
سلام دوست عزیز ممنون از اینکه ما را انتخاب کردید .
دوست عزیز این خیلی بد است که خانواده شما احترام شوهر شما را نگه نمیدارند . به نظر من سعی کنید کمتر بروید و خیلی راحت ولی در کمال احترام بگویید که اگر به این رفتارتان ادامه دهید دیگر نمی گذارم شوهرم بیاید اینجا که شما او را مسخره کنید . و به آنها بگویید که قرار نیست شوهر من را با کسی مقایسه کنید و شوهر من را همانطور که هست دوست داشته باشید و به او احترام گذارید . یکبار تمام حرفهای دلتان را به آنها بزنید "البته بدون شوهرتان "و محکم جلوی آنها بایستید .
موفق باشید .
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید