سلام من متاهلم 29 سالمه مشکلم اینه که تو جمع که میرم نمیتونم با کسی ارتباط صمیمی برقرار کنم مثلا خیلی از خانوما تو جمع با بغل دستیشون شروع میکنن به صحبت و ارتباط برقرار کردن اما من نمیتونم طولانی صحبت کنم و ارتباط بگیرم انگار از زیاد صمیمی شدن افراد دیگه باهام واهمه دارم وقتی علتشو تو خودم میگردم میفهمم از بعضی از سوالاتشون مثل چرا بچه دار نمیشی و الان چیکار میکنی و اینا واهمه دارم و دلم نمیخواد کسی ازم بپرسه حس بدی بهم دست میده و قبل ازدواجمم از اینکه ازم بپرسن چرا ازدواج نکردی واهمه داشتمو از بقیه دوری میکردم خلاصه که نه تو فامیل خودم نه شوهرم کسی باهام صمیمی و هم صحبت نمیشه البته با خواهرشوهرام راحتم و ارتباط خوبی داریم اما خیلی طول کشید تا باهاشون راحت بشم یکی از علتهاش اختلاف فرهنگی زیادمون هم هست .. درضمن گاهی اوقات در جمع که هستم اگر اتفاقی بیفته احساس غم شدید میکنم که میخواد گریه ام بگیره ! دوست دارم تو جمع باشم اما جرات ابراز وجود و برقراری ارتباط ندارم مخصوصا با اشخاص جدید و کسایی که کمتر می بینمشون.. و بیشتر اوقاتم تو خونه و تنها میگذره و با اینترنت مشغولم و دوست دارم کلاس هنری برم اما انگار یک ترس و تنبلی دارم و نمیرم! آیا من افسرده هستم؟
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید