44 سالم هست. حدودا 2 سال قبل بعد از کشمکش های فراوانی که در زندگی زناشویی داشتم ، بصورت ناگهانی و غیابی از طریق وکالتنامه طلاق گرفتم. 2 تا بچه دارم. 15 و 6 ساله. این جدا شدن ناگهانی مشکلات بسیار زیادی رو برام بوجود آورد. شاغل هستم.
همزمان با تصمیم به اقدام به جدایی از طریق یک گروه با فردی آشنا شدم که ایشون هم یک بار جدا شده بودن و بشدت بخاطر پرداخت مهریه تحت فشار بود. چندروزی قبل از طلاق آشنایی ما به سرعت تبدیل به دوستی و بعد هم رابطه شد. البته صیغه محرمیت یکساله هم خوندیم. به مرور متوجه شدم که هیچ سنخیتی با هم نداریم. چه از نظر اعتقادی، چه از نظر فرهنگ، چه از نظر قومیت و و و
دوست نسبتا خوبی بود و بسیاررررر ادعای عاشقی داشت و بخصوص در مورد مسایل بوجودآمده از طرف همسر سابقم، همفکری و همیاری داشتن. در طی دو سال گذشته بدلیل ناهماهنگی ، تنش ها و کشمکش های بسیار زیادی داشتیم. بعد از هر بار دعوا یا زیر سرم میرفت یا وقتی قصد آشتی داشت، پاها و دستهای من رو می بوسید. البته به من ميكفت سرم زده ولي من واقعيت رو نميدونم. به مرور متوجه شدم در مورد مسایل زیادی واقعیت مطرح نشده. مثلا سن ایشون (دقیقا 12 سال از من کوچکتر هستند ولی قسم قرآن میخورد که صغر سن گرفته) و یا ادعای دانشجو بودن یا راحت بودن ایشون در آشنایی و دیدار با خانمهای دیگه و و
زمستان گذشته من متوجه تماس خانمی که تو گروه شون بود (خود آقا به من گفت) و قبلا هم این خانم توهین¬های زیادی رو بخاطر اینکه من با آقا ارتباط داشتم، به من کرده بود (به من گفته بود قرارهست این آقا خواستگاری شون بیاد و آقا بالکل و با عصبانیت شدید این حرف رو رد کردن) ، با ایشون شدم و بشدت نسبت به این مساله واکنش نشون دادم. چندین ماه قبل از این تلفن، بخاطر جروبحثی که بین من و اون خانم پیش اومد، هم من و هم اون خانم از گروه لفت دادیم و البته بعد از مدت کوتاهی اون خانم رو مجددا عضو گروه کرد. ولی من رو نه. قهر و جدایی ما حدود 2 ماهی طول کشید و من بسیار زیاد رنج بردم. حتی بیشتر از طلاقم. ایشون مطرح کرد که اون خانم در حد یک دوست عادی هستند و هیچ سنخیتی باهم ندارند. در نهایت شب سال نو من خودم بهشون پیام دادم و یک آشتی نصفه و نیمه ای بین ما پیش اومد. و باز همون صحبت ها که من دایمی هستم و من اگر بعنوان عشق کنارت نباشم، حداقل بعنوان دوستی که نون و نمک خورده، پیش تو هستم و و و
روز 21 فروردین ایشون من رو تو همون گروه کذایی ادد کرد (بعد از گذشت نزدیک 9 ماه) و بمحض ادد شدن من، همون خانم شروع به لودگی و خوشمزگی با یکی دیگه از اعضای گروه کرد و البته به زبانی که اون خانم میدونستند من بلد نیستم شروع به گپ با اون هم گروهی کرد. به فاصله کوتاهی من از گروه لفت دادم چون بودن در گروه اصلا برای من مهم نبود.
تو پیام هایی که بلافاصله بین ما رد و بدل شد من گفتم این ادد کردن خیلی دیر صورت گرفته و دیگه برای من ارزشی نداره و اضافه بر اون من علاقه ای ندارم در گروهی باشم که از هیچ نظر سنتخیتی باهاشون ندارم. کار من برای ایشون خیلی گرون تموم شد و جملات جالبی رو نگفتن و بالبطع من هم در جواب گفتم این خیلی برای من زجرآور بوده شمایی که ادعای عاشقی و دوستی داشتی در همون روزی که صیغه محرمیت ما تموم میشده با بچه های گروهت گپ و گفت داشتی و اصلا به من اهمیتی ندادی، رابطه ما همون موقع تموم شده بود ولی من حماقت کردم و دوباره شب سال نو به شما پیام دادم.
بعد از این گفته ، دیگه به من هیچ جوابی نداد و البته من هم هیچ تماسی باهاشون نگرفتم.
من احتیاج به نصیحت ندارم. خودم بحد کافی خودم رو سرزنش کردم. خودم میدونم که این رابطه از ابتدا اشتباه بوده و اصلا نباید شروع میشده و نباید ادامه داده میشده.... خودم میدونم ایشون دروغ های بسیار زیادی به من گفته، ولی الان بسیار زیاد رنج می برم. نمیتونم خودم رو ببخشم که چرا این حماقت رو کردم و آدمی رو ندیده و نشناخته وارد حریم زندگی ام کردم، بهش اعتماد کردم، باهاش وارد مسائل خصوصی شدم، و بهش علاقمند شدم.
چطوری خودم رو ببخشم و آرامش خودم رو بدست بیارم؟ اینقدری که این آدم تو ذهن و فکر من هست، همسر سابق من که 2 تا بچه هم ازش دارم ، نیست! شب قبل از خوابیدن، صبح بعد از بیدارشدن و و و
حالم از خودم بهم میخوره که اینطور گول خوردم.
پاسخ سلام دوست عزیز،بعد از خیانت همسر این بی اعتمادیهاوجود دارد وهر دوی شما با هم باید تلاش کنید تا این بحران را پشت سر بگذارید،پیشنهاد میکنم وقت مشاوره حضوری بگیرید تا رابطه شما بررسی شود و دلایل خیانت ت...
شوهرم مجبورم كرده كه مهريه ام رو ببخشم؟
پاسخ سلام دوست عزیز دقیق متوجه نشدم مسئله تون واختلاف تون با همسرتون چی هست که شما برخلاف میل تون مهریتون رو بخشیدید اما دوست عزیز ببینید اختلاف شما سر چه موضوعاتی هست؟ اخلاقشون رو در چه موضوعاتی نمی پ...
بعد از فوت پدرم نمی تونم خودمو ببخشم
پاسخ سلام دوست عزيز متاسفم براي اين اتفاقي كه رخ داده ميتونم درك كنم چقدر براتون سخت بوده متاسفانه بعد از دو سال شما به خودتون اجازه نميدهيد مراحل سوگ را تمام كنيد و در مرحله خشم مانده ايد خشم از خود خش...
چیکار کنم قضاوت اشتباه آدم ها رو ببخشم و به زندگی برگردم؟
پاسخ باسلام ميتونم درك كنم چقدر تحت فشار بوديد و اسيب ديديد اولين نكته اينكه چرا به جاي صحبت با يك فرد متخصص و درمان فردي گرفتن هي بيشتر خودتون رو در فضاي اجتماعي و محيطي كه بهتون ناامني داده به چالش كشي...
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید