2794

تورخدا جواب بديدمن ٣٦ سالمه جدا شدم بچه هم ندارم جدا هم زندگي ميكنم نميدونم چمه واقعا خودم ناراحتم من واقعا نميتونم با خانوادم ارامش بگيرم كاريم ندارن ولي يجورايي مقصر ميدونمشون پشتم بودن ولي نه اوني كه من ميخواستم زجر زيادي كشيدم الان عقد خواهرمه تمام كاراشو خودش كرد با مادرم و شوهرم من ازهيچي خبر نداشتم فقط بمن ميكن فردازبيا عقد توقعي هم ندارم ولي بخدا اصلا دلم نيخواد برم حتي ميگه اينو بپوش اينو نپوش عكس لباستو بده ببينم واقعا خسته شدم نميكه ١١ سال ازش بزركترم من گفتم نميام عقد يجوريم از دست خانوادم ناراحتم نميتونم ي دليل بيارم هزاردليل دارم كه موقعيكه نياز دارم به دادم نرسيدن يا توجهي بمن ندارن واقعا نميدونم چيكار كنم احساس تنهايي ميكنم احساس خلا ميكنم فقط ميكم مريض نشم محتاجشون بشم توروخدا كمكم كنيد خيلي تنهام يبار نشده من بتونم با مادرم حرف بزنم با اوامش هر وقت زنگ ميزنه نكات منفي ميكه خوانرات حال ندارن خودم مريضم ولي موقع خوشياشون من نيستم كمكم كنيد 

پاسخ مشاور

مشاور پیش از ازدواج و زوج درمانی

چه مدت از جدایی شما می گذرد؟ برای گذر از دوران سوگ و افسردگی پس از جدایی چه اقداماتی انجام داده اید؟ آیا دوستان صمیمی یا گروه های حمایتی دارید که بتوانید از کمک و همفکری آنها بهره مند شوید؟ در حال حاضر شاغل هستید؟ آیا در ارتباط عاطفی با فردی قرار دارید؟
شما احساس می کنید مادر نسبت به خواهر/خواهرها توجه بیشتری نشان می دهد؟ از کی چنین احساسی داشته اید؟ یعنی احساس کنید ترجیح داده نمی شوید؟ از پدرتون صحبت نکردید، اینکه احساستون به پدر چطوره؟ رابطه شما با ایشان چطوره؟ آیا در ارتباط با پدر نیز چنین حسی تجربه می کنید؟ در ارتباط با بقیه آدمها چطور؟ آیا آنجا هم چنین داستانی دوباره تکرار می شود؟ (حس کنید ترجیح داده نمی شوید؟)
چقدر احساس خواستنی بودن و دوست داشتنی بودن می کنید؟ چقدر خودتان را دوست دارید؟ حس می کنید به اندازه ی کافی خوب هستید؟ به نظرم کمی اعتماد به نفس تان را از دست داده اید، شاید نگاه سرزنش آمیزی به خودتان دارید (شاید متوجه اش نباشید) احتمالاً خیلی از خودتان انتقاد می کنید و از خودتان راضی نیستید.

- عزت نفس‌تان را تقویت کنید.
طبق پژوهش‌ها افراد با احساس نااَمنی بالا، عزت‌نفس پایین‌تری دارند. وقتی نسبت به وجود خودتان احساس خوشایندی نداشته باشید، برای احیای احساس ارزشمندی به دنیای بیرون متوسل می‌شوید و نیازمند تایید و تحسینِ دیگران خواهید شد. چنین وضعیتی یک موقعیتِ باخت-باخت برای رابطه محسوب می‌شود. وقتی احساس خوب بودن شما مشروط به تایید یا توجه مثبتِ دیگری باشد، قدرت و یگانگی خود را از دست می دهید، از طرفی بار سنگینی بر عهده‌ی دیگران محول می‌نمایید. دوست داشتن خود مستقل از تایید و توجه مثبتِ دیگری‌ یک وضعیت برد-برد در هر رابطه ای محسوب می‌شود. هنگامی حس خوب بودن و ارزشمندی حاصل می‌شود که با دوست داشتن اصیل خویشتن همراه باشد.
 - تمرین کنید سرزنشگر و منتقدِ درونی خود را که به صدایش عادت کرده‌اید را تشخیص دهید و خاموش نمایید.
- با خود همدلی کنید؛ بر جنبه هایی از خود که دوست دارید تمرکز کنید و آنها را گسترش دهید و تقویت کنید، جای آنکه تمرکزتان را بر ویژگی هایی بگذارید که نمی‌پسندید و بابت آنها خود را شماتت می‌کنید.

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید