2794

وابستگی زیادم

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 696 بازدید

خانوم مجرب یه موضوعی که خودم نشستم و بهش فکر کردم اینه که من خیلی آدم وابسته ای هستم 

نه از لحاظ نیازمند بودن منظورم نیست 

اتفاقا دانشجوی خوابگاهی هستم و کاملا تنها خودم همه کارا انجام میدم و از پسشون بر میام 

تقریبا آدم درون گرایی هستم و آدمای دور و برم خیلی کمن یعنی بجز خانواده نهایتا سه تا دوست دارم و غیر از اینا دیگه بقیه یا همکلاسین یا هم اتاقی و ارتباط نزدیک باهاشون ندارم یعنی مدلم اینه و صمیمی نمیشم 

اما چند تا مثال براتون میزنم 

من ۱۳ سالگی با یه دختری دوست شدم و خیلی صمیمی شدیم و خانواده هامون همو میشناختن بخاطر ما و کل مدرسه از صمیمت ما مطلع بود. بخاطر یه اتفاق خانوادگی ما در ۱۵ سالگی رفاقت مون رو تموم کردیم. ۶ سال از این اتفاق میگذره اما من هنوز که هنوزه به یاد ایشونم. حتی تمایلی به ادامه رفاقت فکر کنم ندارم اما همش تو ذهنم هستن. مثلا وقتی از یکی از دوستام ناراحت میشم، یاد رفاقت خوبی که با ایشون داشتم میفتم و عمیقا ناراحتم میکنه.

یا مثلا من در مدرسه تیزهوشان درس خوندم و چون با اختلاف نمراتم بالا بود، خیلی از طرف همکلاسی هام اذیت میشدم و مدرسه ام رو عوض کردم و با هیجکدوم صمیمت نداشتم اما گروهی که خودم سال ۹۸ در تلگرام برای چت دوستانه مون زده بودم رو هنوز که هنوزه با اینکه ۶ ساله هیییچ پیامی در اون داده نشده و حتی بچه ها اکانت هاشونو دیگه عوض کردن اما من دلم نمیاد اصلا پاکش کنم و حکم خاطرات برام داره. 

مثلا من تمام عروسک ها و کتاب داستان های ۵ سالگیم رو نگه داشتم. کاملا سالم نیستن و ایراد دارن اما اصلا نمیتونم ازشون بگذرم. 

متوجه این موضوع نبودم خیلی تا اینکه رفتم دانشگاه

ترم اول دورمون خیلی شلوغ بود. بلافاصله بعد از کلاسا با بچه ها میرفتیم والیبال، بیرون میرفتیم و … بهترین دوران رو ترم یک داشتیم. با اینکه دیگه واقعا علاقه ای به اون همکلاسی هام ندارم اما از گوشه گوشه دانشگاه و پارکش رد میشم و یادم میفتن و یه روز بابت شون واقعا گریه کردم! 

گذشت تا اینکه من با یکی از همکلاسی هام وارد رابطه شدم و چون دستشون برام رو شد کات کردم اما فرداش از شدت اینکه دلم تنگ شده بود برای هر صبح، صبح بخیر گفتن و بیرون رفتن و جزوه فرستادن و زنگ زدنای آخر شبی و وابسته شدن به این کارا، کم مونده بود بهشون پیام بدم که خداروشکر عزت نفسم هیچوقت اجازه نداد بهم. 

حدود ۷ ماه از این اتفاق میگذره اما من هنوز وابسته ام انگار. هنوز بعضی صبحا میگم شاید صبح بخیر گفته باشه با اینکه میدونم اون آدم اصلا مناسبم نیست! 

چند شب پیش یه لحظه چشمم به گوشیم خورد و گفتم اون همیشه حوالی ساعت ۱۰ زنگ میزد و الان نزدیکه شاید بزنه و دلتنگ شدم… و یه لحظه با این فکرم نگران شدم که مبادا بعد ها در رابطه ی دیگری من بازم اینطور بشم. 

بخاطر این وابستگی به خاطرات، خیلی اوقات نمیتونم آدم های بد رو از زندگیم حذف کنم. 

خیلی خیلی دوست دارم آدم قوی باشم، عمیقا دوست دارم راحت ترین کار برام فراموش کردن آدما باشه. دوست دارم از اون دخترایی باشم که میتونن برای آرامش خودشون توی یک لحظه کسی یا چیزی رو حذف کنن و خم به ابروشون نیارن. 

من حتی عکس های اون رابطه دو ماهه رو نگه داشتم و تنها توجیحم اینه که خب خاطرات و یادگاری ان! درسته شایدم منطقی باشه اما بدیش اینجاست که من به شدت دلتنگ اون لحظه ( نه اون آدم ) میشم و حالم بد میشه. 

کامل براتون توضیح دادم که بدونید فقط نسبت به جنس مخالف اینجور نیستم و برای همه چیز اینطورم. ضمنا جزو اون دسته آدما هستم که ریز ترین جزئیات تا ابد یادم میمونه. ریز ترین خاطرات، حرفا و اتفاقا… نمیدونم، شایدم خودم میخوام که یادم بمونه! به قول دوستم این حافظه قوی جز دردسر چیزی برام نداشته. 

من علاقه زیادی به فیلم و کتاب خوندن دارم و روم تاثیر زیاد میذارن. ایا کتاب یا فیلم یا تمرینی ممکنه بهم معرفی کنید در این مورد؟ یا شایدم یه جمله ازتون کافی باشه که بتونم اینو ترکش کنم چون نمیتونم حضوری بیام. 


من از ترس این اتفاق هرگز نمیخوام با کسی برای رابطه عاطفی و ازدواج آشنا بشم. همش با خودم میگم این دو ماه بود و اینطور وابسته شدم، اونهایی که چند سال توی رابطه هستن و کات میکنن که باید بمیرن از اون حجم خاطرات و وابستگی…

این در حالی هستش که من از پاسخ های شما در اینجا به دوستان متوجه شدم که دخترا نباید خیلی روابط رو اصلا جدی بگیرن یا به قول استاد هلاکویی اگه شب عروسی فهمیدن اشتباه کردن، برگردن. 

اونوقت من بعضی وقتا با خودم میگم اگه بعد از چند سال زندگی بفهمم شوهرم آدم مناسبی نیست، قطعا بخاطر اون همه خاطره ( چه خوب چه بد، مهم اینه که یه زمانی رو باهم گذروندیم، دیدگاهم اینه ) نمیتونم ترکش کنم :(   

اطلاعات تکمیلی

سن 21 جنسیت زن وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

روانشناس، روان درمانگر و مشاور

یا علی،،توروخداااااا اندازه بنویسید 😭😭 من چه جوری بخونم گناه دارم🤧🤧😭
اختلال شخصیت وابسته (DPD) یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیتی است که موجب احساس درماندگی میشه
نیاز هست جلسات تراپی بروید و دارو در صورت نیاز 
 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید
پرسش ها و پاسخ های مشابه

حساسیت زیادم به همسرم

پاسخ سلام دوست عزيز متاسفانه خيانت ديدن به هر نوعي باعث ترديد در فرد خيانت ديده ميشه اينكه هرچقدر هم تلاش كنه نميتونه با فكر اروم رابطه را جلو ببره و هميشه ته ذهنش يك نگراني هست و طبيعيه عزيزم اينكه ايشو...

سلام پیشاپیش از اینکه برام وقت میذارید بینهایت ممنونم و معذرت میخوام از توضیحات زیادم. من و همسرم

پاسخ با سلام راه حل قطعی برطرف شدن بدبینی، شرکت در جلسات روان درمانی طولانی مدت است تا ریشه های بدبینی، احساس حقارت، احساس ناامنی و بی کفایتی همسرتان شناسایی و با حوصله و در زمانی نسبتاً طولانی درمان شودو...

با سلام و عرض ادب من 3 ماه پیش زایمان کردم ،با توجه به اضافه وزن زیادم میخواستم بدونم الان میتونم رژ

پاسخ سلام دوست عزیز.با توجه به اینکه شما شیر دهی ندارید ممکن هست اضافه وزن ناشی از بارداری سخت تر به حالت قبل بازگردد هر چه سریعتر تحت نظر متخصص به کاهش وزن اقدام کنید.تاکید میکنم که خودسرانه این کار را ان...

با سلام و عرض ادب من 3 ماه پیش زایمان کردم ،با توجه به اضافه وزن زیادم میخواستم بدونم الان میتونم رژ

پاسخ سلام اگر شیردهی ندارید بله می توانید. تا 6 ماه اول شیردهی ما به مراجعین رژیم لاغری نمی دهیم اگر شیردهی نداشته باشید که مشکلی نیست.