احساس میکنم ذهنم از دوران دبیرستان دیگه تغییری نکرد و بزرگ نشدم. تو روابط مثل بچگیام خجالتیم، قبل هر حرفی اول سعی میکنم ریاکشن بقیه رو پیشبینی کنم بعد حرف بزنم و معمولا فقط تایید میکنم حتی وقتی به ضررمه، تو مدرسه درسم خوب بود اما الآن یاد گرفتن مهارت جدید برام سخته چون عملا نمیتونم ازش استفاده کنم و هرچقدر سعی میکنم یاد بگیرم تهش دلسرد میشم. هیچوقت نتونستم با اطمینان حرف بزنم جوری که بقیه بهم اعتماد کنن. رفتم دانشگاه و خوابگاه و همش خودمو سانسور میکردم تا نکنه یکی از من بدش بیاد. شغلی هم که با کلی استرس تونستم بگیرمش، نمیتونستم ارتباط بگیرم با کسی و نتیجه خوبی برام نداشت.
عملا از دوران مدرسه به بعد نه مهارتی رو بلد شدم و نه تو روابطم پیشرفت کردم با اینکه تجربه و دانش جدید کسب کردم اما انگار استفاده ازشون برام قفله. انگار تو یه چرخه گیر افتادم و حقیقتا همین الانم که متن رو میخونم احساس میکنم که آره میتونم خودمو تغییر بدم ولی از طرفی هم میدونم چند روز بیشتر دووم نمیارم.
یه بار هم رفتم پیش روانپزشک و توی کمتر از ۵ دقیقه برام سرترالین ۵۰ نوشتن و منم فقط ۲۰ روز استفاده کردم و تاثیری هم ندیدم و چون اون زمان وقت نداشتم تمدید نکردم.
میدونم اطلاعات ناقصه و با یه پیام کاری نمیشه کرد ولی خواستم یه ذره حرف بزنم
روانپزشکتان ،روانپزشک نبوده،،سرترالبن باهاش موافق نیستم به دلایلی
شما باید تکنیک های پیشرفته رابطه و ایجاد رابطه رو از یک روانشناس بیاموزید هفته ای دوبار با او ملاقات داشته باشید
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید