2794

میشه بگی چیکار کنم

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 80 بازدید

سلام وقتتون به خیر باشه 

من ۱۹ سالمه و کنکوریم و نمیدونم چرا نمیخونم خسته ام مغزم نمیکشه بعدش از یه طرف مامانم همش اعصابمو خورد میکنه که تو چرا پول این همه کتاب دادی(حق هم داره) بزار دیوار بفروش اینده تو خراب نکن همش هم میگه اخر چهارانگشتت میکنی تو چشمت از پشیمونی ( بدم میاد از این حرفش) من یه مدت داروخونه کار کردم پارسال بعد به خاطر کنکور ول کردم دو ماه اونجا بودم امروز میگفت عرضه نداشتی بری به خاطر درس ول کردی هیچی هم نمیخونی فلان این حرفا چند روز قبل هم یکی از دوستام گفت میخوام برم داروخونه کار کنم مامانمم گفت بیا ما اشنا داریم دختر من لیاقت نداشت بره تو بیا برو انقد ناراحت شدم اشکم تو چشم جمع شد نمیتونستم حرفمو بزنم (از خودم جلوش دفاع نمیکنم همش سکوت میکنم باشه چشم میگم ) هنوزم خیلی جلو بقیه خوردم میکنه به شوخی یه کارایی میکنه که اصلا باورم نیمشه این مامانمه جلو بقیه شاد شنگول تو خونه ولو (تا همین چند وقت پیش فک میکردم بهترین خانواده دنیا رو دارم الان همیچین احساسی ندارم)امروز تازه هم میگفت همه زحمت های منو به باد دادی چقدر منتظرت بودم جلو مدرسه تا بیای این بود جوابم این حرفا چقدر بهت امیدوار بودم  

باور کن خسته شدم نمیتونمم چیری بهش بگم چون ناراحت میشه اصلا اعتقاد پذیر نیس دروغ میگه از جانب من خیلی حرف به بقیه میزنه جلو یکی بدیاش بگی اصلا میره تو قیافه ناراحتتتت دیگه باهام حرف نمیرنه تا مدت ها 

بعدش هی میگه شما من پیر بشم دستمم اب نمیدین بخدا دورسرش میگردم

دلم میخواد زودتر بمیرم یا برم دانشگاهتموم شه شاید کمتر حرف بشنوم 

اطلاعات تکمیلی

سن ۱۹ جنسیت زن شغل کنکوری وضعیت تاهل مجرد
پاسخ مشاور

روانشناس، روان درمانگر و مشاور

درود بر شاگرد توانا،اکثریت مادرها نه همه چیزی شبیه به شکل و شمایل مادر شما هستند هر کاری کنید یه جای کار می‌لنگه 
ای کاش می‌توانستم برای درمان مادرتان کاری انجام دهم یعنی می‌توانم انجام بدهم اما دسترسی به ایشان ندارم 
زندگی شما را درس می‌سازد ی‌دانم شرایط سخت است اما هدف خود را مشخص کنید و ثابت کنید که بهترین هستید که البته بهترین هم هستید 
در نهایت در آینده نه چندان دور شما زندگی مستقل خود را خواهید داشت و به موفقیت دست پیدا خواهید کرد،من به جای مادرتون از شما عذرخواهی می‌کنم که این همه تحقیر در این شرایط می‌شنوید
مادرتان بیمار است و به چشم یک بیمار به مادرتان نگاه کنید

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید