2794

ذهن مشغولی شدید..

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 175 بازدید

سلام خدمت مشاور محترم

بنده مردی ۳۰ ساله هستم.( واقعا عذر خواهم که اینجا پیامم رو میدارم اما امیدوارم از اینکه جنسیت بنده مذکر هست ناراحت نشید)

چند ماهی هست که عروسی کردم و زندگی مشترک را شروع کردیم..خانومم ۲۳ سالش هست و هر دو تحصیلکرده هستیم..به شیوه سنتی معرفی شدیم اما برای آشنایی لازم مدتی با هم رفت و آمد کردیم تا نامزد کردیم..خودم کارمند هستم و ایشان هم فعلا خانه دار هستند.بعد از ازدواج به شدت دچار پشیمانی شدم..نه اینکه فکر کنید از بابت مسائل اقتصادی چون خودم می‌دونم این مسائل برای تمامی افراد جامعه و مخصوصا زوج های جوان و تازه ازدواج کرده هست!

احساسی پشیمانی دارم  چون دچار آشفتگی ذهنی و روحی زیادی هستم..!!! همش با خودم میگم ای کاش برای  فلان کیس بیشتر اصرار کرده بودم تا اون الان همسر من باشه..یا فلانی و بمانی..

در واقعا بیشتر از لحاظ خصوصیات و ویژگیهای ظاهری ایشان رو مقایسه میکنم..

مثلاً قد خودم ۱۷۸ هست و ایشون ۱۶۳ ( با خودم میگم ای کاش یکم قدس بلندتر بود.

مثلاً ۱۶۷ بود..

یا در مورد رنگ پوست ایشون که گندمی هست..میگم ای کاش مثل فلان مورد و کیس ،سفید  بود..

در واقع به یه سری ویژگی های ظاهری گیر دادم و توی ذهنم هر روز این مقایسه رو انجام میدم..

ولی خب یه عیب دیگه هم داره اینه که متاسفانه همش گوشی منو چک میکنه،میخواد ببینه کی پیام میده ،کی زنگ زده..در تمام پیام رسان های من میگرده..حس فوق‌العاده بدی بهم دست میده..بارها باهاش صحبت کردم که دلم میخواد آزادی حریم داشته باشم...

یه سری خوبیا هم داره که خب چیز کمی نیست:

مثل دوست داشتن من که همیشه این دوست داشتن رو ابراز می‌کنه

،سازگاری با شرایط سخت زندگی که همه جوره هوامو داره..با کم و کاستی ها خودشو هماهنگ کرده.

دلش میخواد به چیزایی که برام مهمه احترام بذاره..مثل حجاب و نماز خوندن و ..هرچند که سهل انگاری هم می‌کنه.


چیکار کنم از این ذهن مشغولی و آشفتگی درونی رها بشمم؟؟؟


اطلاعات تکمیلی

سن 30 جنسیت مرد شغل کارمند وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

مشاوره و راهنمای خانواده

درود به همراه آقای نی نی سایتی،،بیشتر مراجعان آقا هستند و خیلی خوشحال میشویم که آقایان هم در مشاوره گرفتن تا این حد پیشرفت کرده اند و مخاطب ما هستند،،مسائل و مباحث زیادی در ارتباط با شما وجود دارد سعی میکنم که در پیامم به صورت واضح بیان کنم،اگر مشاوره حضوری بود به گونه دیگر عمل میکردم،❌❌❌بارها باهاش صحبت کردم که دلم میخواد آزادی حریم داشته باشم،❌❌ این جمله شماست،حریم خصوصی و شخصی در زندگی زناشویی به چه معناست ؟هر دو رویک تخت میخوابید،همه چی ه همو دیدید،آزادی حریم یک جمله بیهوده است،این دوتا تحلیل داره،اول اینکه همسر شما مثل من سردی و بی‌تفاوتی رو حس کرده,از شما امنیت خاطر نداره یا ندادید بهش،مثلا در حد یک مثال ساده بیان کنم باهم بحث کردید شما گفتید اشتباه کردم که گرفتمت!!همین جمله کافیه که احساس پوچی کنه و فکرهای زیادی کنه،مبادا با کسی آشنا شده،نکنه منو دوست نداره،چیکار میکنه؟دست به گوشی ه شما میزنه تا چک کنه،و هرباری که میگید به گوشی دست نزن من آزادی حریم میخاام ایشان بیشتر کنجکاو میشه بیشتر جستجو میکنه،مردی که مردد بشه دلسرد بشه وای به آن روز،همسر شما جنیفرلوپز هم بشه،شما نمیبینیش،توجه ندارید،اینکه در انتخاب شما کجا بودید و چرا این تصمیم را گرفتید بررسی نکردید جای تامل داره،❌❌سازگاری با شرایط سخت زندگی که همه جوره هوامو داره..با کم و کاستی ها خودشو هماهنگ کرده.❌❌
👆👆 اینجا تلاششو کرده و میکنه،اما چون به دل شما نیست دیده نمیشه،دوست داشتن اجباری نیست،یا باید همسرتان را ببینید و تاییدش کنید،یا انتخاب کنید که تمام کنید،با خودتان روراست باشید آیا همسرتان را دوست دارید؟پاسخ به این سوال،ادامه دادن یا ندادن را مشخص میکند،خودتان را هم ارزیابی کنید شاید همسرتان هم خواستگار های بهتر از شما داشته با قد بلندتر و وضعیت مالی بهتر،اما در زندگی باشما فقط شمارا انتخاب کرده،در نتیجه اگر واقعا همسرتان خاطری ندارد وقت خودتان و ایشان را نگیرید،از یک مشاور کمک بگیرید تا علت اینهمه دودلی مشخص شود 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید