سلام و عرض ادب خدمت شما
من ۲۲ و پارتنرم ۲۵ سالشونه
قصد ازدواج داریم خانواده ایشون و مادر من در جریان هستند
خانوادشون با من خیلی خوب هستن.
خیلی بهم علاقه داریم ، کارهایی که دوست دارم و برام انجام میده ، محبت کلامی ، هدیه خریدن و...
من درس میخونم ایشون کار میکنن
فرزند طلاق هستن و از طرف پدرشون حمایت نمیشن .
یه مشکل بزرگ دارم با ایشون ، به شدت کاری هست و به فکر آینده ، اوایل خیلی این رفتارش و دوست داشتم اما بعد از یه مدت اذیت شدم چون فقط یک روز در هفته برای من وقت میزارن و باهم میریم بیرون در طول روز هم فقط ساعاتی که ایشون کار نکنند باهم صحبت میکنیم.
اهل مهمونی و دوست زیاد و دور دور نیست فقط یه دوست صمیمی داره که باهاش وقت میگذرونه و دیر وقت که کارش تموم میشه باهم میرن شام میخورن دوست خیلی خوبی هست خودش هم نامزد داره
ولی این قضیه که فقط یک روز باهم وقت میگذرونیم خیلی منو اذیت میکنه میدونم که سر کار هست ولی واقعا میگم حداقل دو روز در هفته ، زمستون و بهار شرایط کاریش جوری هست که دو روز هم وقت میگذاره اما فصلهای دیگه فقط یک روز به خودش اختصاص میده و اونو با من میگذرونه
بارها راجبه این موضوع صحبت کردیم اما میگه شرایط کاریم اینجوری هست و اگه کار نکنم نمیتونم آینده ای برای جفتمون بسازم و اصلا کنار نمیاد.
من خیلی حس بدی میگیرم انگار فقط من برنامه زندگیم رو با اون فیکس کردم .
دو ساله باهمیم و مطمئنم که واقعا سر کار میره و به جز این مورد هیچ مشکل دیگه از باهم نداریم سر به زیر دست و دل باز و مسئولیت پذیره.
ببخشید که طولانی شد میخواستم شرایط رو کاملا شرح بدم.
ممنون میشم راهنمایی کنید که چیکار کنم؟
آیا باید رابطه رو تموم کنم؟
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید