سلام و درود.سه ساله که عقد هستم.فکر میکنم همسرم به خانوادش وابسته هست.چون هیچ وقت شبها خونه ی ما نمیمونه.خیلی به ندرت باهم بیرون میریم و فقط با خانوادش وقت میگذرونه.هر وقت که بیرون بریم هم همش فکرش پیش اونهاست و زود برمیگرده خونه.همه ی محبتش به سمت اونها هست و همه تلاشش رو میکنه نیازهاشون رو براورده کنه ولی به من توجهی نداره.خانوادش هم نیازی به کمک اون ندارن.همه اعضای خانواده از لحاظ مادی و فیزیکی اوکی هستن.من دوست دارم محبتی که همسرم به خواهرش نشون میده به من هم داشته باشه یا یه بار برنامه ی دونفری بچینه.هرچقدر باهاش صحبت کردم تاثیری نداشت.شما چه راهکاری پیشنهاد میدین؟من خیلی دوست دارم تکلیفم مشخص بشه و زودتر عروسی کنم اما هیچ حرفی از عروسی نمیزنن فکر نکنم همسرم بتونه از خانوادش جدا بشه و عروسی کنه
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید