سلام و عرض ادب من با خانوادم خیلی مشکل دارم پدرم هیچکدوم از وظایف پدری خودش رو انجام نداده و نمیده از بچگی تا الان یکبار بهم محبت نکرده پول بهمون نمیده کتکم میزنه بیش از حد پرخاشگرو عصبیه نمیشه باهاش حرف زد درک و فهم از هیچی نداره همینا باعث شد از سن کم رو بیارم به ارتباط با جنس مخالف و هزاران آسیب روحی بهم وارد بشه انقدر که کمبود توجه و محبت داشتم شکر خدا الان خودم بزرگ شدم نمیزارم زیاد بهم آسیب بزنه ولی زندگی باهاش آزارم میده اعتماد بنفس ندارم همیشه به تایید و محبت دیگران نیاز دارم خودم عذاب وجدان دارم که اینو میگم ولی بارها آرزو کردم بمیره که نبینمش هر وقت میبینمش یاد بچگیام میوفتم که چقدر معصوم بودم کتکم میزد چقدر بی مهریش باعث شد اتفاقای بد توی جامعه برام بیفته لطفا بهم بگید چیکار کنم که تا وقتی نمرده، وجودش اعصابمو خورد نکنه و نزارم کاراش روی روحیهم تاثیر بذاره هر چند که دیگه دیره ولی میخوام کمتر عذاب بکشم
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید