من سال ۹۵ عقد کردم و ۹۷ ازدواج کردیم الان فهمیدم که شوهرم سه سال قبل از عقد با من سه بار کنار دختر خواهرش که اونموقع اون بچه 17 سالش بوده خوابیده و به گفته خودش خودشو از پشت مالیده به اون بچه اون بچه الان نمیدونم کی به مادرش قضیه رو گفته و مادرش مخفی کرده و الان بعد از هشت سال به پدرش قضیه رو گفته و پدرش هم ضامنه وامه ما بود زنگ زده بود به شوهرم که مدارک صمانته منو برگردون با لحن بد و تند منم شک کردم پیکیره قضیه شدم که شوهرم خودش گفت قضیه چیه و الان پدرش فهمیده کمکم کنید حالم خوب نیست ترس از اینده دارم ترس از اینکه اینده بچه من چی میشه اگه تو اینده بفهمه پدرش چیکار کرده. اصلا اگه به همه بگن و ابروی شوهرم بره چیچطور باهاش زندگی کنم انقد این استرس عارو دارم که خودمو فراموش کردم اینکه حتی نمیتونم دیگه تحمل کنم شوهرم دستش به من بخوره تروخدا کمک کنید چه کاری کنیم که اوضاع از اینی که هست خراب تر نشه. اینم اضافهکنم که سوهرم قبلا تومسایل مالی به من دروغ گفته بوده و پنهان کاری کرده بود که باعثه بی اعتمادیه شدیده من شده بود که هنوز برطرف نشده اونم که الان بدتر هم شد
اون دختر الان ۲۵ سالشه و پیجی که تو اینستا داره بی پروا از ازارهای جنسی توش حرف میزنه و هر کی کوچکترین کاری باهاش میکنه رو استوری میکنه و اعلام میکنه و نگرش های خاصی داره میترسم زندگیمو به باد بده
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید