2794

بی توجهی و بی محبتی های همسرم

نام ارسال کننده محرمانه می باشد 153 بازدید

سلام وقتتون بخیر

من ۲۵ سالمه و همسرم ۳۱

همسر من آدم بد دل و شکاکیه یعنی من حتی اجازه ندارم با یه خانم دوست بشم و باهاش تلفنی یا به هر شکل دیگه ای در ارتباط باشم کاملا تو خونه به نوعی حبسم،اجازه ندارم تنهایی جایی برم و خیلی خیلی کم پیش میاد خودش بخواد منو تفریح ببره تنها جایی که میریم خونه ی خواهرشه من حتی حق بیش از حد استفاده کردن از گوشیمم ندارم،بخوام با خواهرم تلفنی خصوصی صحبت کنم دعوا و فحاشی میکنه و میگه وقتی من هستم حق نداری حرف بزنی از این به بعد،با خواهرات حق نداری جایی بری،با اون یکی خواهرت حتی حق نداری کلا حرف بزنی،یه آدم سرد و گوشه گیره البته تو خونه،بیرون با دوستاش که باشه همش در حال شوخی و خنده س،منو تو خونه میذاشت یه وقتایی تا نصف شب بیرون پیش دوستش بود ولی من از وقتی ازدواج کردم حق ندارم سمت دوستم برم،من به شدت همسرمو دوستش داشتم و بسیار آدم خنده رویی بودم، همیشه شوخی هایی با من میکنه راجع به خودم و خانوادم که واقعا ناراحت کننده س بعد توقع داره من ناراحت نشم،تازه بهم میگه چیه قیافه میگیری،میگم شما هنوز فرق ناراحتی رو با قیافه گرفتن نمیدونی،هر موقع بحثی چیزی پیش میاد برمیگرده میگه من میخوام برم سمت یکی دیگه،تو رو نمیخوام دیگه مگه مریضم وقتمو حروم تو بکنم،ما خودمون انتخاب کردیم که با هم ازدواج کنیم هیچ اجباری در کار نبود بعد دو دقیقه بعد حالش خوب میشه میگه دوست دارم و محبت میکنه ولی دیگه محبتاش به دلم نمیشینه،امروز صبح میگه صبحانه بخور،اشتها نداشتم گفتم نه نمیتونم برگشته میگه نخور تا جون بدی باز دو دقیقه بعد میاد سمتم بغلم میکنه توقع داره من حرفاشو یادم بره و بهش محبت کنم خیلی خسته ام نمیدونم باید چی کار کنم شدیدا دچار افسردگی شدم،لااقل اجازه نمیده برم سرکار یکم از این محیط و حال و هوا دور بشم، نمیتونم از کسی کمک بگیرم تو ظاهر هر کی میبینه میگه خوش به حالت شوهرت چقد عاشقته ولی تو خونه به شدت با حرفا و طعنه هاش آزارم میده منم به شدت آدم احساساتی و آرومی هستم و زود ناراحت میشم،به هیچ وجه دلم نمیخواد جدا بشم ولی انگاری چاره ی دیگه ای ندارم چون مشاوره نمیاد اصلا

اطلاعات تکمیلی

سن ۲۵ جنسیت زن شغل خانه دار وضعیت تاهل متاهل
پاسخ مشاور

مشاور خانواده

سلام دوست عزیز
متاسفانه شما دچار وابستگی ناسالم هستید و یک رابطه ای که حتما نیاز به مداخله درمانی دارد را تحمل میکنید و فکر میکنید با سکوت و کوتاه آمدن و انجام خواسته های همسرتان میتوانید اوضاع را بهتر کنید
همسر شما بیمار هستند وقتی به همه افراد مشکوک هستند و خودشان هیچ محدودیتی برای خود نمیدانند یعنی نیاز به مداخله در مانی دارند
شاید بتوانید مدتی این رفتار را تحمل کنید ولی در درازمدت دچار بیماری روحی خواهید شد
با یک مشاور حقوقی صحبت کنید و از خانواده تان بخواهید حمایتتان کنند تا همسرتان مجبور به تغییر رویه شوند و  نزد مشاور بروند 
تا زمانی که این مشکل حل نشده است اقدام به بارداری نکنید 

تجربه شما

اولین نفری باشید که نظر میدهید