سلام خومت شما دوست عزیز
همه ما یک حس مالکیت داریم در واقع آدمها نسبت به هرچیزی که دوست دارند نوعی احساس مالکیت دارند و این حس ناشی از یک ترس درونی است، ترس از دست دادن. در حقیقت پشت رفتارهای کنترلگر و سوءظنآمیز ، ترس از دستدادن وجود دارد. وقتی کسی به طرف مقابلش شک دارد انگار در وجودش چیزی را کم دارد و جای چیزی برایش خالی است و میخواهد به نوعی این جای خالی را پر کند. در حقیقت رفتارهای شکاکانه و سوءظن آمیز فرد نسبت به بیرون و همسرش نیست بلکه این شک نسبت به خودش است
وقتی من نسبت به خودم شک داشته باشم یعنی به توانایی ها و دوست داشتنی بودن خودم شک دارم و شک دارم که آنقدر خوب باشم که طرف مقابل حاضر شود با من بماند. ولی اگر من اطمینان داشته باشم که آنقدر خوبم که طرف مقابل با من می ماند دیگر نیازی ندارم با رفتارهای کنترل گر ، طرف مقابل را مجبور کنم که با من بماند. یعنی دارای خود باوری و اعتماد به نفس کافی هستم و باور دارم طرف مقابل به خاطر من در این رابطه می ماند. ولی کسانی که به خودشان و تواناییها یشان شک دارند، لاجرم فرافکنی کرده و دچار شک به همسر می شوند. چون فکر می کنند آنقدرها خواستنی نیستند که طرف مقابل به این رابطه وفادار بماند!
اگر میدانید شکتان بی پایه است بهتر است اشتباه خود اعتراف کنید و از همسرتان معذرت خواهی کنید، بعد به نوعی با رفتارهایتان نشان دهید که کاملا به او اعتماد دارید، یعنی مثلاً کمتر سؤال کنید و بدون قید و شرط به او محبت کنید و عشق بورزید.
تجربه شما
اولین نفری باشید که نظر میدهید