دلم میخواست توی فیلما یا کتابایی که میخونم غرق شم محو شم مخلوط شم اونطوری همه چیز خیلی قشنگ تر بود مثل لحظاتی که غافل از زمان و مکان در آنها فرو میروم... کاش زندگی انقد واقعی نبود کاش در زمان و مکان دیگری میزیستم جایی که همه چیز با جادو در آمیخته بود و گرده های طلایی جادو در فضا معلق بودند.... میخواستم طور دیگری زندگی کنم تجربه حالا را ده سال پیش داشتم انقدر رویکرد منطقی نداشتم و به احساسات هم توجه میکردم هرچند حالا هم همونم ...چرا ما باید یک بار زندگی کنیم؟این زندگی در شأن انسانی که یک بار حق زندگی داره نیست...هست؟