از بچگی با هم بودیم دختر خاله و پسرخاله البته پسزخالم نوه خالم بود هروقت از مشهد میومد کلی با هم بازی میکردیم همیشه دستم و تو دستاش میگرفت و با هم میدویدیم هفت ساله و هشت ساله بودیم ... اینقدر دستام عرق میکرد به زور دستمو از دستش میکشیدم تا اینکه پدر و مادرش از هم جدا شدن و پیش پدرش زندگی میکرد و دیگه ندیدمش .. من دو سال پیش دوباره تو مراسم فوت داییش اومد که نداشتن زیاد بمونه مادرش و بغل کرد و گریه کرد بعد مادرم باهاش حرف زد و وقتی گفت مادر من هست اونوقت مادرمو شناخت و از مادرم خواست یکبار اجازه بده منو ببینه ولی نتونست ببینه من دیدمش .... دیگه ندیدمش ینظرتون ممکنه هنوز بهم فکر بکنه یا به هم برسیم ؟ ممکنه کنار هم دوباره قرار بگیریم ؟