باکسی در ارتباطم از اشناهای خیلی دور میشه خیلی پسرخوبیه ۱۰ سال پیش از خونوادش جدا میشه مستقل زندگی میکنه از نظر مالیم هیچ مشکلی نداره تنها مشکل خونوادش هستن پدر و مادرش همیشه باهام دعوا داشتن ی برادر معتاد دارن ک سال پیش تو یه دعوا کسیو میکشه و زندانه حکمش هنوز صادر نشده
اوایل که داداشش ادم کشت پسره خیلی بهم ریخته بود همش بهممیگفت منو ول نکن من مقصر نیستم من خودمم از خونوادم جدا کردم هیچ جوره نمیتونستم ولش کنم چون بینهایت دوستش دارم
بعد ی مدتی گفت من حال روحیم اون موقع خراب بود اون موقع ولی الان بهت اصرارنمیکنم بمونی حق داری ک از خونواادم بترسی میتونی بری ولی باز من دوستش داشتم نتونستم ولش کنم
بارها ب خاستکاریم اومده خونوادم ب خاطر خونوادش اینکه داداشش قتل انجام داده هی جوره راضی نمیشن من باید چیکار کنم؟ جای من بودین چیکار میکردین