2789
عنوان

یه آدم چقدرمیتونه بیخودی باشه

83 بازدید | 0 پست

با دوستم بیرون بودیم تو جاده تقریبا بیرون شهر کافه رستوران میرفتیم از کنار جاده راه میرفتیم من کلا شال نداشتم بعد یه ماشین خانومه پشت نشسته بود تو اسنپ بود فکر کنم وایساد شیشه رو داد پایین شالتو سرت کن من هیچ محلش نکردم حس کردم یه گاو داره ما ما میکنه هی گف دوستم برگشت گفت با توعه میگه شال درست کن گفتم من صدایی نمیشنوم رانندهه راه افتاد رفت اوسکل احمق هر جای این دنیا هستی حیف اون هوا و نفس که تو میکشی و اشغالیش میکنی نکبت پیزوری چون بچه داشت و بغلش بود آروم برخورد کردم و به روی خودم نیاوردم بزور خودمو کنترل کردم وگرنه میخاستم درش بیارم حسابشو برسم.. یذره تخلیه شدم آخيش هرکیم از قماش اون خانومه همین الان تایپک منو ترک کنه ممنونم من درددل کردم فقط    

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792