سلام مادر همسرم از اول باهام خوب نبود و مدام اذیتم کرده،یه مدت بنابه دلایلی ۳ماه اینا خونش بودم اذیتم میکرد هر روز دعوا درست میکرد سر چیزای بیخود منو همسرم مجبور میکرد ازش عذرخواهی کنم و...،رفتارش هم جوریه که مثلا من یدونه خرما برداشتم فرداش قایمش کرد همه چیو اینجوری میکرد،لیوان برمیداشتم از دستم میگرفت که تو این نمیشه آب بخوری دم دستی بودا ولی...،الان پدر همسرم بخاطر بیماری اومده بود خونه ما همراه همسرش یکی دو هفته ای موند،اینجاهم اذیتم کرد منم دیگه رو ندادم بهش،به همسرم گفتم گفتی خونه دارن اینجا تو شهرپس کی میرن خونشون؟از دست مستاجر بگیردا،همسرمم بخاطر بیماری پدرش حوصله نداشت قاطی کرد دعوا شد اینام دیدن دا من راضی نیستم هرچی از دهنشون دراومد گفتن بهم منم چیزی نگفتم
الان دوباره نوبت دکتر داره فردا،همسرم بزور میگه باید تو بیای بریم دنبالشون بگی من فک کردم شوهرم میخواد دائم باهم بمونیم و...معذرت خواهی کنی
اینم بگم پدره هیچ مشکلی نداره تا یه سالم بمونه واقعا مشکلی نداره ولی مادره خیلی اذیتم کرده اونو نمیتونم تحمل کنم
الان مقصر منم؟چیکار کنم؟برم دنبالشون؟همه چیو اونا گفتن