وای بچه ها شوهر من با بدبختی قرض وام اومده ی خونه کروکثیف کلنگی خریده ما پیروزی میشینم بخدا نمیتونم اینجا غذا بخورم حالم بهم میخوره خیلی داغونه روزی هزار بار ارزوی مردن میکنم با ی بچه کوچیک هی باید پله بالا پایین کنم هیچ امکاناتی نداره همش سوسک مارمولک و مورچه هست خدا منو بکشه