۱۵ سالم بود ازدواج کردم ۱۶ پسرم به دنیا اومد بعداشم سه تا دختر به دنیا اوردم شدم ۳۵ ساله روزه اربعین رفتم با زنه گرفتمش تو باغمون داد میزد زنمه با دوتا دخترام رفته بودم یه بچه یک ساله بغلم با یه بچه ۹ ساله داد زدم درو باز کن دیدم زنه هرزه رو درو باز نکردبچه رو دادم بغل خانم راننده کفشامو دراوردم از دیوار افتادم تو حیاط یه راست رفتم سراغ زنه دستاش میلرزید یه سیلی زدم دره گوشش گفتم هرزه تو اینجا چیکار میکنی شوهرم اومد وسط منو این داد زد زنمه منم با گریه گفتم بیار مدرک نشونم بده زنته بچه کوچیکو گرفت داد بغل اون هرزه سوار ماشین شدن فرار کنن خودمو انداختم جلو ماشین گفتم نمیتونی فرار کنی زنگ زدم خانواده ام اینم به زنه گفت خودش فرار کنه منو گرفت زنه فرار کرد بعد از اینکه زنه رفت گفت مشتری بود ۱۱۰ اومد داشتم از پا میفتادم انقدر داد زده بودم انقدر گریه کرده بودم گفتم فقط طلاق توافقی دیگه تموم شد بچه ها سرتونو به درد نیارم این حروزاده رو چهار بار بخشیدم برگشتم خونم بخاطره بچه هام ولی بازم تکرار کرد با همون هرزه دیگه منم بهش خیانت کردم اومد چتاموگرفت کتکم زد گفت دلت واسه بچه هام نسوخت منم خوشحال بودم حس و حال منو داشت بعداش گفتم باهات زندگی نمیکنم ولی اشتی کردیم بازم نشد من بازم نتونستم ببخشمش چون داشت خیانت میکرد من جدا شدم رفت اون هرزه رو اورد پیش بچه ها زنه بچه هارو نگه نمیداره بچه های من دارن تنها زندگی میکنن فقط داره بچه کوچیکه رو نگه میداره به اون یکی دخترم گفته چرا اسم مامانتو میاری من نگهت نمیدارم منم رفتم شکایت کردم که بچه هام بی سرپرستن تنهامیمونن دو تا دختر یه پسر شوهرم حالا اومده مثل سگ میگه برگرد زنه رو رد کنم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.